سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
66
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )
آنكه از بيعت با امام خوددارى ورزيد ، امام ( ع ) متعرض او نگشت و اصحاب آن حضرت كه مىخواستند متعرض وى گردند آنان را منع نموده حتى خوارج كه آن حضرت را لعنت مىكردند ، هم تا مادامىكه از فرمان آن حضرت سرپيچى نكرده بودند و از حاكم خود كه از طرف آن حضرت منصوب گرديده بود ، اطاعت مىنمودند ، مورد تعرض واقع نگرديدند . بنابراين ، نمىتوان به طريق اولى كسى را كه در اطاعت و فرمان حاكم عادل است ، اما از كارهاى وى انتقاد نموده و اشتباهات وى را گوشزد مىكند ، باغى دانست و متعرض او گرديد . مانند بعضى از خلفاء كه هرگاه مورد انتقاد قرار مىگرفتند ، به خشم نمىآمدند و مىپذيرفتند . بر خلاف عثمان كه وقتى عمار ياسر از اصحاب پيامبر او را نصيحت كرد و نامهء اصحاب پيامبر را به او داد ، چنان به سر و صورت و سينهء عمار زد كه استخوانهاى سينهاش شكست . و به هر حال شخص ناصح باغى محسوب نمىشود ، اما اگر بخواهد از راه انتقاد حكومت را تضعيف نمايد ، با توجه به اينكه سوءِ قصد دارد ، باغى و مجرم سياسى محسوب مىگردد . 3 - آيا باغى كسى است كه بر امام معصوم خروج نمايد ؟ ظاهر كلمات بعضى از فقهاء اين است كه جرم بغى اختصاص به خروج بر امام معصوم دارد و شامل خروج بر امام عادلى كه معصوم نيست ، نمىشود . اما با توجه به اطلاق ادلهء بغى ، نمىتوان آن را مختص به خروج بر امام معصوم دانست ، بلكه شامل خروج بر نائب امام ( ع ) در زمان غيبت نيز مىشود . و شايد بعضى از فقهائى كه فكر مىكردند جرم بغى اختصاص به خروج بر امام معصوم دارد ، منشأ آن اين بوده كه چون در زمان حضور امام حكومت و ولايت فقط اختصاص به او داشته است ، روايات وارده بر بغى را حمل بر خروج بر امام معصوم نمودهاند . اما با توجه به اينكه مورد ، نمىتواند مختص باشد بايد به اطلاق روايات عمل نمود . مضافاً به اينكه اگر بپذيريم اطلاقات ، انصراف به امام معصوم دارند ، مىتوان از باب عموم ملاك ، احكام بغات را نسبت به كسانى كه بر نايب امام ( عج ) خروج مىنمايند ، نيز جارى دانست . زيرا ، اگر با بغات در عصر غيبت ، فقيه و نايب امام ( ع ) نتوانسته باشد ، برخورد داشته باشد و آنان را طبق موازين اسلامى ، مجازات كند ، اساس نظام عدل اسلامى را متزلزل مىسازند و هرج و مرج در جامعهء اسلامى بوجود خواهند آورد و قطعاً شارع مقدس اسلام به اين گونه امور راضى نخواهد بود . بنابراين ، امام عادل و فقيه جامع الشرايطى كه حكومت اسلامى را بدست گرفته بايد با آنان طبق موازين اسلامى برخورد نموده و آنان را قلع و قمع