سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

65

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

حكومت را براندازد ، جرم وى جرم سياسى خواهد بود ، اما بر اساس نظريه مادى لازم نيست ، انگيزهء سياسى در كار باشد ، بلكه كافى است امر سياسى بر آن بار شود ، بنابراين اگر يكى از مسئولين را به انگيزهء دشمنى شخصى به قتل رساند و بر كشتن وى آثار سياسى مترتب گردد ، چنين قتلى جرم سياسى است . طبق اين نظريه ، عمل ابن ملجم مرادى كه اقدام به قتل امير المؤمنين نمود ، جرم سياسى محسوب مىشود و به خاطر عملى كه وى انجام داد ، نظام سياسى اسلام تغيير كرد . بعضى از حقوقدانان معاصر معتقدند كه ، جرم وقتى جنبهء سياسى دارد كه هر دو امر وجود داشته باشد ، يعنى هم مجرم جرم را به انگيزهء سياسى مرتكب شود و هم آثار سياسى بر آن بار گردد . در اين مورد مىتوان نظريهء ديگرى نيز ابراز كرد و آن اين است كه گفته شود در جرم سياسى كافى است ، يكى از دو موضوع قصد يا بار شدن آثار سياسى ، مترتب گردد . از ظاهر تعريفى كه فقهاء شيعه و سنى دربارهء بغى كرده و آن را به معناى خروج بر امام عادل گرفته‌اند ، استفاده مىشود كه در جرم سياسى بايد قصد خروج وجود داشته باشد . زيرا ، خروج بر امام عادل موضوعاً تحقق نمىيابد مگر آنكه شخصى كه خروج مىكند ، قصد خروج داشته باشد ، خواه بر عمل وى آثار سياسى مترتب گردد و يا مترتب نگردد . بنابراين ، اگر گروهى بر عليه نظامى قيام نمايند و از اطاعت آن سرباززنند و سركوب شوند با آنان طبق احكام بغات عمل مىشود ، مانند خوارج نهروان كه بر عليه امير مؤمنان على ( ع ) شوريدند و همه سركوب شدند و به قتل رسيدند . همچنين در جنگ جمل كه آن حضرت آنان را سركوب كرد . اما بايد توجه داشت كه جرم سياسى يا بغى وقتى محقق مىشود كه مجرم دست به انجام كارى زند كه بر آن خروج بر امام عادل و عدم اطاعت از وى صدق نمايد . اما اگر داخل در اطاعت ولى امر بوده و وظايف خود را نسبت به امام انجام مىدهد ليكن از نظر عقيده ، حكومت و ولايت شخص وى را قبول ندارد ، مجرم سياسى نخواهد بود . فقيه بزرگوار كاشف الغطاء مىفرمايد : « و لا يجوز لمن اضمر التغى او اظهره بلسانه التعرض له قبل الشرع فيه . » « 1 » يعنى نبايد كسى را كه در درون خود بغى را نگه داشته و اظهار نمىكند و يا اظهار مىكند ، اما فقط اظهارش جنبهء قولى دارد مورد تعرض قرار داد . البته بايد توجه داشت كه اگر اظهار بغى و مخالفت با امام و ولى امر به منظور جمع‌آورى عِدّه و عٌدّه ( افراد و آمادگى ) باشد چنين كسى باغى محسوب مىشود . دليل بر آنچه گفته شد ، عمل امير المؤمنين على ( ع ) با عبد الله بن عمر مىباشد كه وى با

--> ( 1 ) - كاشف الغطاء : كشف الغطاء ، كتاب الجهاد ، الفصل الثانى فى البغات ، چاپ سنگى .