سيد محمد حسن مرعشى شوشترى
43
ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )
5 - 1 - نقد و بررسى يك - ترديدى در اين امر نداريم كه بطور موجبه جزئيه نمىتوانيم به ملاكات احكام راه يابيم . اما بيان مذكور نمىتواند ثابت نمايد كه شارع راهى براى رسيدن به ملاكات احكام بدست ما نداده است و استناد به گفتار امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه نه تنها دليل بر مدعاى مذكور نيست ، بلكه بر خلاف آن ادله است . زيرا جمله « ليستاد و هم ميثاق فطرته . . . و يثيروا لهم دفائن العقول » نظر ما را كه خواهد آمد بر ارزش دادن به فطرت و عقل ، دليلى قاطع و برهانى واضح است و عمل انسانها در مصالح و منافع خود امرى فطرى و عقلى مىباشد و اگر شارع بخواهد آنان را از عمل به فطرت و عقل خود بازدارد ، معنى ندارد آنان را به امرى كه خود از آن منع كرده است ، ارشاد فرمايد و بسيار نابجا است كه گفته شود بيان وى ثبوتاً در فطرت و عقل مؤثر است . دو - شارع مقدس معيارهايى را بدست ما داده است كه مىتوانيم مصالح حقيقى و غير حقيقى را از يكديگر تفكيك نماييم . مثلًا اگر مردمى ترويج امور شهوانى را مصلحت مىدانند ما مىتوانيم با معيارهاى ارزشمند اسلام مفسده بودن آن را تشخيص دهيم و يا اگر ببينيم دولتى بر خلاف اصول عدالت به مردم ظلم و ستم مىكند و آن را مصلحت مىداند مىتوانيم با معيارهايى كه اسلام براى عدالت بيان فرموده است تشخيص دهيم كه عمل مذكور مصلحت نيست بلكه ظلم و ستم مىباشد . آرى مقتضاى دليل مذكور اين است كه براى تشخيص مصلحت افراد خاصى بايد تعيين شوند و ما اين امر را بسيار ضرورى مىدانيم . سه - آيات ناهيه از عمل به غير علم اولًا اختصاص به اصول دين دارند و بر فرض عموم اختصاص به مواردى دارند كه سيره عقلاء بر عمل به آن بنا شد و بديهى است كه چنان كه خواهد آمد سيره عقلاء بر اين است كه به مصالح عمل مىكنند ، مگر در مواردى كه منع شرعى نسبت به آن وجود داشته باشد و آيات مذكور اگر بخواهند از عمل به سيره منع نمايند مستلزم دور خواهند بود كما حقق فى محله . چهار - دليل چهارم بسيار ضعيف است هر چند آن را بعضى از اعاظم معاصرين ( قدس سره ) فرمودهاند زيرا اولًا ما نمىخواهيم بگوييم تمام مصالح را تشخيص مىدهيم تا نيازى به شارع نداشته باشيم و ثانياً شارع مقدس از اين جهت لازم است كه ما را به يك سلسله اصول راهنمايى فرمايد تا بتوانيم بر اساس معيارهايى كه از آن اصول بدست آوردهايم به مصالح واقعى دست يابيم . پنج - دليل پنجم نيز بسيار ضعيف است زيرا مدعاى مذكور مستند به ادلهء مذكوره مىباشد كه دربارهء آنها بحث شد و خود دليل مستقلى نمىباشد و در اجتماعات مدركى بايد