ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

99

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

گويا خارجيان سيستان به ويژه خاطره او را به ياد همىداشته‌اند « 1 » . بنابراين انشعاب ميان آنها و خارجيان كرمان در روزگار عباسيان شايد تا اندازه‌اى در رقابت پيشين ميان قطرى و عطيه ريشه داشته است ، هر چند شواهدى در اين باره در دست نيست . بازپسين شكست خارجيان به دست مهلب پسر ابى صفره به سبب شكافى كه در لشكر قطرى پديد آمد ، تسهيل گشت . بنا به نوشته مبرد هشت هزار مرد كه بيشترشان از موالى بودند و تنى چند هم تازى به آنها پيوسته بودند ، در اعتراض به برخى از تصميم‌هاى آنان وى را ترك كرده و عبد ربه صغير را كه مولى بود به رهبرى خود برگزيدند . هنگامى كه آنها پس از اندكى جنگ و گريز به جيرفت كرمان پس نشستند ، قطرى با گروهى كوچك‌تر از تازيان پيرو خود آهنگ رى كرد « 2 » . در همين اوان شايد در 76 / 695 مهلب به عبد ربه تاخت و او را بكشت . عطيه به ناچار به سيستان و سند رفت و سرانجام در ميان سالهاى 78 و 82 در قندبيل كشته شد « 3 » . قطرى نيز تعقيب شد و در سال 78 / 697 يا 79 / 698 در تبرستان كشته شد . در دهه‌هاى بعد عبد الكريم پسر عجرد « 4 » جنبش خارجيان ايران را از نو سازمان داد . از اين مرد و كوشش‌هايش آگاهىهايى چندان در دست نيست بنا به گفته برخىها وى از شهر بلخ بوده . اما شايد كه اين تنها شايعه‌اى محلى بوده

--> ( 1 ) . همان صص 131 ، 156 . ( 2 ) . المبرد ، ص 686 گزارش‌هاى ديگر در جزئيات از جمله درباره شماره سپاهيان اختلاف دارند . بنا به نوشته ابو مخنف ، عبد ربه كبير بر موالى فرماندهى داشت و قطرى تنها با چهار يك يا پنج يك از پيروانش باقى ماند ( طبرى ، دوم ص 1006 ) . عبد القاهر بغدادى ( الفرق ، صص 65 - 66 ) از سه گروه سخن مىگويد : هفت هزار تن پيرو با عبد ربه كبير ، چهار هزار تن متحد با عبد ربه صغير و بيش از ده هزار تن با قطرى بودند . يعقوبى ( دوم ، ص 329 ) نيز از اين سه گروه ياد كرده مىگويد قطرى با بيست و دو هزار مرد آهنگ تبرستان كرد . ( 3 ) . بلاذرى « انساب الاشراف » در ص 135 W . Ahlwardt Anonyme arabische Chronik ( 4 ) . Ajarrad , م .