ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
98
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
بودند ، شاخهاى از فرقه نجدات پيروان نجده پسر عامر بودند ، نجد در زمان خلافت عبد الله پسر زبير بخشهايى بزرگ از شبه جزيره عربستان را تسخير كرده بود . فرقه نجدات برخى از نظريههاى افراطىتر نافع پسر ازرق را مطرود مىدانستند . اينان كشتار زنان و كودكان مسلمانان مخالف خود را ناروا مىدانستند ولى آنها را گرفته و به اسارت در مىآورند . خارجيانى را كه در جنگها به اين فرقه نمىپيوستند تنها منافق مىخواندند و بنابراين ديگر كشتنى شمرده نمىشدند . معتقد بودند كه گهگاه كوششهاى انقلابى پايان مىگيرد و كتمان نمودن بنيادهاى عقيدهها و اعمال تقيّه روا خواهد بود « 1 » . عطيه و پيروانش كه بيشتر از قبيله حنفيه بودند در سال 72 / 691 از عربستان به كرمان كه پيشتر پايگاه پيروان قطرى « 2 » بود ، كوچ كردند . سكههايى كه در كرمان به نام عطيه پسر اسود زده شد از سالهاى 72 - 75 / 691 - 695 و شايد 76 / 695 - 696 در دست است « 3 » . هر چند در اين سكهها عطيه مدعى عنوان « امير المؤمنين » نشده ، وى و قطرى آشكارا رقيب بودند . اين نكته از آنجا روشن مىشود كه در سيستان در خاور كرمان پيروان قطرى كه از سوى فرستادگانش برانگيخته شده بودند اختيار به دست آورده در سال 75 / 694 - 695 « 4 » در پايتخت آنجا زرنگ به نام او سكه زدند . قطرى در تسخير سيستان به دست مسلمانان به فرماندهى عبد الرحمن پسر سمره نقشى بزرگ ايفا كرده بود و بنا به نوشتهء تاريخ سيستان « با مردمان سيستان او را دوستى و صحبت بوده است » « 5 » . سالها پس از آن گويا خارجيان سيستان به ويژه خاطره او را به
--> ( 1 ) . كشمكش در ميان نافع پسر ازرق و نجدة پسر عامر رامبرد ( در كتاب الكامل ص 611 ) و شهرستانى ( ص 93 ) به عنوان كاوشى درباره اينكه آيا تقيه روا هست يا نه وصف كردهاند . ( 2 ) . ولهازون Opposition sporteien ص 35 پانويس 3 در سالهاى بىدرنگ پيش از آمدن عطيه ، گويا كرمان در زير سلطه حكومت مصعب پسر زبير بسر مىبرد كه در سالهاى 69 ، 70 ، 71 و 72 ؟ به نام او سكه زده شده بود . نگ : J . Walker , A Catalogue of the Arab - Sassanian Coins « 121 ص ( 3 ) . Walker صص 60 121 Miles » Some New Light « ص 90 . ( 4 ) . Walker صص 61 ، 131 . ( 5 ) . تاريخ سيستان به كوشش م . بهار صص 109 - 110 .