ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

83

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

داشتند . كلاباذى از كلاباد نزديك بخارا ( م نزديك سال 384 / 994 ) نويسنده كتاب التعرّف لمذهب اهل التصوّف » و هجويرى غزنوى ( م نزديك سال 469 / 1077 ) كه حنفيان خاورى بودند از اين قاعده بر كنار نبودند . كلاباذى اعتقاد صوفيان را دمساز با كلام ماتريدى كه در فرارود رواج داشت توصيف كرد . اما نتوانست بنيان سنت‌گرايى و اشعرى نظريه‌هاى ايشان را به تمامى پنهان كند . شافعيان نيز از بنيانگذاران نخستين طريقه‌هاى صوفى در ايران و عراق بودند . اگر چه پيوند نزديك صوفيگرى و شافعيگرى در آغاز به تصوف كمك كرد تا مورد پذيرش اهل تسنن قرار گيرد ، چندى بعد كه صوفيگرى به گونه جنبشى گسترده و مردمى درآمد موجب شد كه كيش شافعى به زيان مذهب حنفى در ايران گسترش يابد « 1 » . كيش حنفى رفته رفته هر چه بيشتر به تركان منسوب شد ، به ويژه چون كانون‌هاى قديمى حنفى خاورى در فرارود به گونه‌اى روزافزون رنگ تركى به خود گرفتند . به رغم افزايش پيوسته هدف مشترك و اتحاد فراناحيه‌اى ، تصوف در سده چهارم / دهم هنوز تا اندازه‌اى زياد سازمان نداشت و رنگ محلى داشت . گروهى از صوفيان بر گرداگرد شيخى گرد مىآمدند ، اما بنا به معمول پس از مرگ آن پير اگر به پيام او هم وفادار مىماندند به زودى پراگنده مىگشتند . دسته‌هاى دوازده‌گانه صوفى تقسيمى كه هجويرى در زمان خود از صوفيان كرده است ، جريان‌هاى عقيدتى متداول بودند كه بنا به معمول به نام بنيانگذار خود ناميده مىشدند و گروههاى سازمان يافته‌اى نبودند . شماره صوفيانى كه مىتوانستند خودشان را به تمامى و به گونه‌اى انحصارى به يكى از اين جريان‌ها منسوب دارند بسيار اندك بود . تنها گروهى كه به گفته هجويرى آموزش‌هاى نخستين بنيانگذار فرقه را بىتغيير

--> ( 1 ) . در سده هشتم / چهاردهم هنوز صوفى كبروى على همدانى پس از آنكه در خواب شافعى را مىبيند كه از او مىخواهد تا به آداب بيشتر پيران صوفيه و پيغمبر تأسى جويد ، و در خوابى ديگر همراه ابو حنيفه به او اجازه اين كار را مىدهد ، از مكتب حنفى دست كشيده به مكتب شافعى مىپيوندد . نگ M . Mole » Les Kubrawiyya entre sunnisme et shiisme « in Rel Revue des E tudes islamiques بيست و هشتم صص 113 - 114