ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

65

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

سپاهى را به اصفهان گسيل داشت تا صدر قاضيان حنفى شهر بتواند در مسجد شهر خطبه ايراد كند . درباره سختگيرىهاى سخت ديگر بر اشعريان در روزگار فرمانروايى پسر اين محمد يعنى سلطان مسعود نيز گزارش‌هايى در دست است . در هنگام آمدن سلطان مسعود به شهر رى در سال 537 / 1142 - 1143 دو تن از برجسته‌ترين دانشمندان شافعى شهر ابو سعيد پسر وزّان و ابو الفضائل پسر مشاط ناچار شدند كه در پيشگاه سلطان انكارنامه‌هايى را كه در طرد اين مذهب و نفرين اشعرى امضا كنند . يك سال بعد ، سلطان مسعود كه دانشمند حنفى حسن پسر ابى بكر نيشابورى را در ركاب داشت به بغداد آمد و اين دانشمند با پشتيبانى رسمى از منبرهاى مسجد كاخ خليفه و مسجد منصور كه پايگاه حنبليان بود . اشعرى را نفرين كرد . على پسر حسين واعظ حنفى كه نزد تركان آوازه و از پشتيبانى دختر سلطان ملكشاه ، عصمت خاتون ، برخوردارى داشت سلطان مسعود را برانگيخت تا فرمان تبعيد واعظ اشعرى شافعى مذهب ابو الفتوح اسفراينى را كه صوفى بود ، صادر كند . دو سال بعد ، در همدان در پيشگاه سلطان مسعود و برادرزادگانش « 1 » محمد شاه و ملكشاه موضع‌هاى بنيادى ضد اشعرى به گونه‌اى رسمى تأييد و اعلام شد . سلطان مسعود ، ابو نصر هسنجانى را كه بر كيش حنفيان بود از همدان به بغداد فرستاد تا در مسجدها و مدرسه‌هاى آن شهر اين نظريه‌ها را به گوش مردم رسانده و امضاء عالمان را در تأييد آنها گردآورى كند . هسنجانى سپس به اصفهان رفت و كوشش‌هاى او در اين شهر شورش‌هايى برانگيخت كه با زور سركوب شد . گويا در همين زمان خاندان خجندى كه رهبران سنتى جامعه شافعى مذهب اصفهان بودند آزارهايى ديدند . پس از آن هسنجانى در مسجد قزوين كه در آن هنگام پايگاه استوار شافعيان بود ، بنيادهاى ضد اشعرى را به گوش مردم رساند . اين تعصب ضد شافعى تنها يك هوس زودگذر برخى از سلطانان سلجوقى نبود و از تعصب حنفى سپاهيان عادى ترك نيز برخوردار بود . عبد الجليل رازى مؤلف جدلى نويس شيعى كه در

--> ( 1 ) . Nephews , م .