ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
52
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
ما خلافت هيچكس جز قريشيان را تا روز رستاخيز تأييد نمىكنيم . جهاد تكليفى دائمى است همراه با امامان خواه بر حق يا گناهكار باشند ، نه ستم ستمگران و نه داد دادگران مىتواند آن را خنثى كند . نماز جماعت روز جمعه و عيدها و سفر حج با حاكمان واجب است حتى اگر آنها پاكدامن و دادگر و پرهيزگار نباشند . پرداخت زكات ، خراج زمين و عشريه ( تكليف است ) و همچنين تسليم غنيمتهاى جنگى به فرماندهان سپاه چه دادگر چه بيدادگر باشند . اطاعت از كسى كه خداوند او را به فرمانروايى شما گماشته ( واجب است ) از بيعت و ياورى او دست بازنداريد و عليه او شمشير نكشيد ، ( شكيبا باشيد ) تا خداوند از براى شما گشايش و گريز گاهى پديد آرد . بر ضد حاكم شورش نكنيد ، گوش دهيد و فرمان بريد ، بيعت خود را نشكنيد ، هر كس چنين كند بدعتگرى است كه جماعت را ترك كرده و با آن به مخالفت و عناد برخاسته است . اگر حاكم به شما فرمان داد كه از خدا پيروى نكنيد . هرگز فرمانش را گردن ننهيد . اما حق نداريد كه عليه او فتنه انگيزيد . او را از حق خودش محروم نسازيد « 1 » . اين تأييد از پشتيبانى بىچون و چرا از خلافت مستقر آشكارا بازتابكننده وضعيت و روحيه خراسانيانى است كه در روزگار امويان به نظريه هميشگى بودن جهاد عليه كافران فراسوى مرزهاى اسلام وفادار مانده بودند . اين همان وضعيت روحى عصر قهرمانانهاى بود كه نسلهاى بعدى آنها كه در بغداد مىزيستند آرزومند اعاده آن بودند ، هر چند اينك مبارزه ايشان بيش از آنكه عليه كافران فراسوى مرزهاى اسلام باشد ، متوجه به ملحدان درون مرزهاى اسلام بود . انقلاب عباسى كه نياكان آنها در آن شركت كرده بودند . شورشى نامشروع عليه خلافت مستقر و سرپيچى از اصلهاى راستين اسلام بوده است . اما خلافت عباسى هر چند نخست غاصبانه بود اينك حقيقتى انكار ناكردنى شده بود ، كه جز درباره سركشى از فرمانهاى خدا ، سزاوار وفادارى بىچون و چرا بود .
--> ( 1 ) . ابن ابى يعلاء ج 1 صص 27 - 26 .