ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
43
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
دانشاندوزى به عراق مىرفتند به استادان گوناگون روى مىآوردند . دانشجويان بلخى پيوسته ابو حنيفه را به استادى برمىگزيدند . نخستين قاضى حنفى در بلخ در سال 142 / 759 - 760 و هنوز در زمان زندگانى بنيانگذار اين مذهب به مسند قضاوت نشست . او عمر پسر ميمون رمّاح شاگرد و دوست نزديك ابو حنيفه بود ، و بيش از بيست سال در اين مسند باقى ماند . جانشين او ابو محمد اعمش را يكى از منفورترين واليان عباسى خراسان ، على پسر عيسى ماهان به اين مقام برگماشت . اعمش برخى از دانشمندان حنفى را شكنجه و آزار كرد و چندى بعد مردم با خوارى او را از شهر خود بيرون راندند . سپس ابو مطيع حكم پسر عبد الله بلخى كه يكى ديگر از شاگردان ابو حنيفه و از مبلغان بزرگ آموزشهاى كلامى مرجئى وى در خاور زمين بود ، به جاى او نشست . ابو مطيع نويسنده كتابى است به نام الفقه الابسط كه در آن پاسخهاى ابو حنيفه را به پرسشهاى كلامى آورده است . او همچنين روايتگر كتاب العالم و المتعلم ابو مقاتل سمرقندى است كه آشكارا از عقيده ارجاء پشتيبانى مىكند و مؤلف آن به نيابت از استاد خود ابو حنيفه آن را تأليف كرده بود . اين كتاب همراه با رساله ابو حنيفه به نام رساله الى عثمان البتى اساس تحولهاى بعدى كلام مرجئه را در كيش حنفى خاورى فراهم كردند . سازگارى عقيده ارجاء با وضع نو مسلمانان خاور به آسانى در اين دو كتاب نمودار است . ابو مطيع بلخى در كتاب فقه الابسط مىنويسد كه او از ابو حنيفه درباره وضع مسلمانى كه در ارض شرك است و بر رويهم با اسلام همداستانست اما از قرآن يا تكليفهاى مذهبى اسلام چيزى نميداند پرسيدم . او پاسخ داد : چنين كسى مؤمن « 1 » است . ذكر ارض شرك نمودار وضعى است كه در آن ندانستن قرآن و تكليفهاى مذهبى از براى نو مسلمانان مىتوانسته بخشودنى باشد . بر رويهم
--> ( 1 ) . در متنهاى ديگر حنفى فرارودى ، به جاى ارض الشرك ، ارض الترك يعنى قلمرو تركان آمده است . « The spread of Maturidism and Turks » ص 122 .