ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
36
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
در اين اوضاع پذيرش اسمى اسلام در روزگار نخست نه همين به معنى پذيرش دين نوبل كه به معنى پذيرش تازى شدن و جزئى از جامعه تازيان گرديدن نيز بود . پذيرندگان دين نو نامهاى تازى را پذيرفته ، زبان تازى ، زبان قرآن و پرستش اسلامى را گاه تا فراترين پايه زبان پاك ادبى مىآموختند . اينان با نام موالى به مولايى يا رئيسى از قبيلههاى تازى وابسته مىشدند . در واقع اصطلاح موالى بر همه مسلمانان ناتازى اطلاق مىشد با اينكه وضعيت اجتماعى موالى به آنها پايگاهى در جامعه تازى مىداد ، اين موقعيت پايگاه آنها را در پايينترين پايه از آن جامعه تأييد مىكرد . وسوسه پنهانسازى نژاد و دودمان ناتازى و آشكارا خود را از نژاد تازى دانستن نيرومند بود . بسيارى از موالى چنان كه نيك معروف است در تازيان مستحيل شدند . با اينكه طبقه حاكم تازى از درآمدن تودههاى انبوه مردم به كيش اسلام خوششان نمىآمد ، به طبع آن گروه از مردمانى را كه با آنها تماس شخصى نزديك داشتند ترغيب مىكردند كه كيش نو را پذيرفته خود را با رسمها و معيارهاى آن تطبيق دهند . بىگمان غلامان شخصى ، مستخدمان ، مستأجران ، بندگان و پيشهوران هم اغلب در زير فشار بودند . هر چند به گونهاى قانونى آنها را به پذيرش اسلام ناگزير نمىكردند . بنابراين دينپذيرى در روزگاران نخست چيرگى اسلام بيشتر در مجاورت سكونتگاههاى تازيان انجام مىشد . در سرزمينهايى كه بيشترين پايگاههاى نظامى تازى وجود داشت . شمار گروندگان از همه جا بيشتر بود . در ايران ، اين نقطهها در خراسان به ويژه در سرزمين مرو قرار داشت ، در خراسان از موالى ايرانى در روزگار نخست اسلام ياد شده كه در سپاه اسلام مىجنگيدهاند . خداوندگاران تازى را رسم چنين بود كه در جنگها از بندگان ايرانى خود بهرهكشى مىكردند . اين موالى با پاى پياده مىجنگيدند در حالى كه اربابان تازى آنها بر اسبان برنشسته بودند . اين كار به زودى به بنيان نهادن فوجهايى جداگانه انجاميد كه تنها از موالى تشكيل شده و فرماندهان آنها هم تازى نبودند . رهبران اين موالى از ارج بسيار برخوردارى يافته بارها در ميان گروههاى مخالف به گونه شكنندگان قدرت دست به