ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

31

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

همانند آب خانه‌اند كه از براى هر مرد تشنه نوشيدن آن رواست . جهيزيه و قرارداد زناشويى معنى ندارند . دختران به پدران و برادرانشان حلالند . بدينسان آنها هر چيز حرام را حلال دانستند . آنها نيز گفتند كه بهشت و دوزخ بر روى زمين است و هر كه الوهيت ابو العلاء و يوسف را بپذيرد به صورت انسان به زمين بازمىگردد ولى آنها كه اين اعتقاد را نداشته باشند در كالبد جانوران درنده به زمين بازمىگردند . هنگامى كه اين آموزش‌ها آفتابى گشت اسماعيليان برخى از اين ملحدان را دستگير كرده آنها را با شكنجه كردن به اعتراف واداشتند . سپس در ( 9 ربيع دوم 537 / 31 اكتبر 1142 ابو العلاء و يوسف را دستگير و شكنجه كردند تا دست از عقيدهء خود بازدارند ولى آن دو پايدارى نموده كشته شدند و پيكرهاشان سوزانده شد . و به سالى همه پيروانشان نيز كشته شدند . نويسنده اسماعيلى درباره اين فرقه - كه به زعم او فرقه‌اى فريب خورده‌اند - به شرح و تفصيلى بيشتر مىپردازد . اينان بر آن بوده‌اند كه هيچ‌كس نبايد به جانوران و گياهان آزار رساند ، چنان كه ميخى را هم نبايد در زمين فرو كرد مبادا كه زمين را درد فروگيرد . نبايد دو زن داشت زيرا كه به هر دو آزار خواهد رسيد . طلاق همسر و خريد برده نيز روا نيست . در واقع پنج گناه وجود دارد ( هر چند در متن تنها از چهار گناه سخن رفته است ) كه مرتكب آنها از دوزخ رهائى نخواهد يافت : خونريزى به ناحق ، داشتن دو زن در يك زمان ، برقرار كردن رابطه با مخالف مذهبى و به دست و زبان كسى را آزردن . پيروان فرقه بازگشت به سراى ديگر و رستاخيز و رويدادهاى پس از آن را در پرتو نظريه خود درباره تناسخ ، تفسير مىكردند . بدينسان مىگفتند كه بهشت مشتمل است بر ( تولدى دوباره ) به شكل آدميزاد ، هر چند بهشت گيهانى ( بهشت گر زمان ) در آسمان است . عبارت اخير نشان مىدهد كه آنان به گردهمايى روح‌هاى رستگار در بهشتى آسمانى اعتقاد داشته‌اند . اين توصيفى كه از مذهب آنها شده با بيشتر آگاهىهايى كه درباره خرميان در ساير مأخذها آمده مطابقت دارد و با در نظر گرفتن غلوهاى جدلى شايد به كمال معرف آنست . گزارش سپس به بحث درباره نظريه آنها درباره ( تبرّى و تولّى ) يعنى امامت