ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

30

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

فرقه مورد بحث بازتاب‌كننده وابستگى آنها به مذهب و سنت‌هاى ملى ايرانى بوده است . پيروان اين فرقه گويا در آذربايجان مىزيستند ، يا از آنجا برخاسته بودند و بدينسان به احتمال قوى از باقيماندگان پيروان خرمى بابك بودند « 1 » . چند دهه پيش‌تر آنها به گونه‌اى اسمى كيش اسماعيلى را پذيرفته بودند . كه بر طبق نظر مورخ اسماعيلى شيوه مرسوم آنها بوده است . هرگاه كيش يا نظريه‌اى مذهبى سيطره مىيافته آنها به ظاهر مدعى پشتيبانى از آن مىشدند و در آن حال عقيده‌هاى راستين خود را كتمان مىكردند . بنابراين هنگامى كه ديدند كيش اسماعيلى همواره نيرومندتر مىشود گفتند : اين كيشى راستين است ، ما آن را مىپذيريم ، سيّدنا حسن صبّاح كه در آن زمان رهبر نزاريان بود ، دهخدا كيخسرو را كه پيشتر به آنها تعلق داشت ، فرستاد تا ايشان را كيش اسماعيلى بياموزد . پس از مرگ كيخسرو در محرم سال 513 / آوريل - مه 1119 پسرانش ابو العلاء و يوسف به جاى پدر رهبر آنها شدند . ولى اين پسران تشنهء پول و مقام‌هاى اين جهانى بودند و كيش خود را فراموش كردند . حسن صباح آنان را پند و هشدار داد كه سودى نبخشيد . پس از مرگ حسن صباح ( 518 / 1124 ) بافنده‌اى به نام بديل در ميان آنها پديد آمد و به آنها گفت : حقيقت نزد پارسيان است . اسماعيليان مردمانى هستند كه به ظاهر مذهب چسبيده‌اند ( مردم ظاهرىاند ) . حقيقت باطنى اينست كه ابو العلاء و يوسف اينك در مقام محمد ( ص ) و على ( ع ) هستند . محمد و على و سلمان هر سه تن خدا بودند ، زيرا كه خدا در زمانى در يك تن تنها و در زمانى ديگر در دو تن و در زمانى ديگر در سه تن تجلى مىكند . فريضه‌هاى شريعت تنها از براى كسانى است كه به ظاهر مذهب اعتقاد دارند . آنچه در مذهب مشروع و نامشروع خوانده شده حقيقت ندارد . بنابراين نماز و روزه را بايد كنار گذاشت . بديل سپس به آنها گفت كه زنان

--> ( 1 ) . بنا به شرح رشيد الدين ( ص 151 ) بافنده‌اى به نام بديل در آذربايجان از براى پارسيان تبليغ مذهبى مىكرده . در شرح كاشانى ، آذربايجان ذكر نشده است .