ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

119

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

بودند كه از قعده بصره يعنى خارجيانى كه از كشيده شدن به لشكر شورشى نافع پسر ازرق و نجدة پسر عامر در زمان فتنه داخلى روم خوددارى كردند ، سرچشمه گرفته بودند . اما صفريان نظريه‌اى به نسبت مبارزه‌طلبانه را حفظ كرد . و در بنيادهاى عقيده‌هاى خود به نجدات نزديك بودند . صفريان نيز همانند ازارقيان و نجدات همه مسلمان غير خارجى و گناهكاران كبيره را كافر و مشرك خوانده و قلمرو آنها را « دار كفر و شرك » مىدانستند « 1 » . بنا به گفته شهرستانى زياد پسر اصفر بنيانگذار معروف فرقه صفريان مىگفت شرك بر دو گونه است يكى فرمانبردارى از شيطان و دو ديگر پرستش بتان و نيز كفر را بر دو گونه مىدانست يكى ناسپاسى نسبت به خدا ( كفر نعمت ) و دو ديگر انكار خدا « 2 » . بنابراين مسلمانان متخلّف به سبب ناسپاسى كافر و به سبب پيروى از شيطان مشرك بودند . صفريان نيز مانند نجدات با كشتن زنان و كودكان دشمنان مسلمان خود مخالف بودند و اگر چه دشمنان مسلمان در نظر ايشان مشرك بودند كودكان آنها را مشرك نمىدانستند . صفريان ميان زمانهاى تقيه يعنى پنهان كردن عقيده در حرف ، ولى نه در عمل ، و زمانهاى شورش آشكار ( علانيه ) تمايز قايل بودند . در جامعه آنها كسانى كه از جنگيدن تن مىزدند كافر قلمداد نمىشدند « 3 » . فرقه‌شناسان از ويژگىهاى عقيدتى ديسم و پيروانش سخنى نگفته‌اند . بنا به نوشته مسعودى بسيارى از كردان آذربايجان از جمله شاذلويه خارجى بودند و تنها به نام « الشرات » خوانده مىشدند « 4 » . اما روشن نيست كه آيا گرايش ايشان به كيش خارجى تنها از

--> ( 1 ) . اشعرى ، صص 118 ، 463 . ( 2 ) . شهرستانى ص 102 ، زياد افزود كه همچنين دو گونه برائت هست ، برائت از كسانى كه مرتكب گناهانى مىشوند كه مشمول مجازات قرآنى ( حدود ) بر طبق روش‌هاى متداول ( سنت ) بوده . و برائت از كسانى كه منكر خدا هستند كه فريضه است . [ و گفت شرك دو شركست : شركى كه طاعت شيطانست و شركى كه عبادت اوثانست و كفر دو كفرست : كفرى كه كفران نعمت است و كفرى كه انكار ربوبيّت است . شهرستانى ملل و نحل به كوشش جلالى نايينى . م ] ( 3 ) . نگ به ويژه شهرستانى ص 102 . ( 4 ) . مروج فقره‌هاى 1118 ، 1994 به جز شرات مسعودى از كردان هذبانى آذربايجان سخن مىگويد .