ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )
112
فرقه هاى اسلامى ( فارسى )
جدا شده بودهاند . در آن زمان حمزه لقب « امير المؤمنين » را اتخاذ كرد « 1 » و به اين ترتيب ادعاى همگانى بودن رهبرى خود را اعلام كرد . سپس گروهى را از براى تاختن به خازميان به سرزمين فلجرد ( فرگرد ) در باختر پوشنج ( بوشنج ) در كوهستان ( قهستان ) گسيل داشت و اين گروه همدينان خود را قتل عامى بزرگ كردند « 2 » . از تاختوتاز حمزه به خليفه در كرمان پيشتر سخن رفت . سپس بىدرنگ به ثعلبيان در ولايت رستاق پشت ( بشت ) در جنوب باخترى نيشابور تاخت و خونهاى بسيار بر زمين ريخت « 3 » . مؤلفان كتابهاى فرق مىنويسند كه حمزيان بيشتر با خازميان در مسأله اراده آزاد آدمى در برابر جبر و سرنوشت به مخالفت برخاستند . خازميان فلسفه جبرى و تقديرى و عقيده موافات را تأييد كرده همانند مكرميان مىگفتند كه دوستى و دشمنى از آن صفتهاى خاص ذات خداست بنابراين ابدى و تغييرناپذيرند . حمزيان همانند ميمونيان به آزادى اراده آدمى معتقد بودند اما به رغم عدالت خداوندى كه بيشتر در عقيده ميمونيان مستتر است گويند كه آنان بر آن بودند كه كودكان خردسال مشركان يعنى مسلمانان مخالف آنها ، با اينكه هيچ كار بد نكرده و درخور دوزخ نيستند بايد به دوزخ روند . بنا به نوشته شهرستانى به ويژه خلفيان آنها را به سبب اين تناقض سرزنش مىكردند « 4 » . نظريه حمزيان در اين مسأله اگر درست گزارش شده باشد « 5 » . بيشتر زير نفوذ ملاحظههاى مربوط به واقعيتهاى عملى رهبرى جنگ بوده تا تأملهاى نظرى . شايد آنها كودكان دشمنانشان را همراه با پدران و مادرانشان مىكشتهاند . گزارشهاى ديگر مؤلفان كتابهاى فرق درباره حمزيان به ويژه به جنبههاى
--> ( 1 ) . الفرق ص 77 ؛ ( 2 ) . الفرق ص 78 بس ورث « سيستان » ص 93 . ( 3 ) . الفرق . ص 79 بست به گونه بشت خوانده مىشود . درباره اين سرزمين نگ ياقوت . معجم زير همين ماده بشت . و . ج . ل . لسترنج The Lands of The Eastern Caliphate ص 354 . ( 4 ) . شهرستانى ص 97 . ( 5 ) . مؤلفان كتابهاى فرق متقدم ، بلخى و اشعرى از آن سخنى نمىگويند .