ناصر خسرو
73
گشايش و رهايش ( فارسى )
تعالى كه همىگويد « إِذا جاءَكَ « 1 » الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ » . « 2 » همىگويد رسول خويش را : « بيايند به تو منافقان و گويند گواهى دهيم كه پيغمبرى و خداى داند كه تو پيغمبرى از او و خداى گواهى مىدهد كه منافقان دروغ زنانند » . پس به اين آيت حكم كردند به دروغ گفتن بر هر كه اقرار كند به چيزى نادانسته . و اين مسأله كه تو پرسيدى بر بيشتر از مردمان پوشيده است و هر كه را اندكمايه هوش است اقرار كند كه [ از ] دو [ 67 ] چيز در كفهء ترازو ، گرانتر فرو آيد و سبكتر بر شود ، بتوانى شناخت حقيقت كه معنى اين حال آن وقت توان دانست كه بدانى كه از اين چهار طبايع گرانتر خاك است كه در ميان عالم جاى گرفته است و اين سه جوهر خويش را از اينجا بيرون كرده است ؛ و ازو « 3 » سبكتر آب است كه بر روى او جاى گرفته است ، و از او سبكتر باد است كه بر روى آب جاى گرفته است ، و از او سبكتر آتش است كه به كنارهء عالم جاى گرفته است . پس خاك گران تنهاست و سبكى و گرانى اين دو طبع ديگر كه آب و هواست به اضافت است چنان كه گوييم آب به جاى خاك سبك است و به جاى باد گران است ؛ و هوا به جاى آب سبك است و به جاى آتش گران است . و اگر خواهى كه بدانى كه آب چون به جاى خاك سبك است و به جاى هوا گران بنگر كه جاى آب بر روى زمين است و زير هوا ، و بودن آب در ميانه همىگويد كه فرود من خاك است و من از او سبكترم و از زبر كه هواست گرانترم . و همچنين هوا به استادن خويش ميان آب و آتش مىگويد از فرودين كه آب است سبكترم و از زبر كه آتش است گرانترم تا تو را گمان نيفتد اى برادر كه
--> ( 1 ) . در اصل : جاك . ( 2 ) . منافقون ، 1 . ( 3 ) . در اصل : وازو وازو .