ناصر خسرو

121

گشايش و رهايش ( فارسى )

كالبدش به ظاهر شريعت بر جاى بماند كه بىاو حقيقت را طلب نتواند كرد . و نيز بايد كه مؤمن تأويل وصى را بپذيرد كه بدان پيمانه آب بپيمايند و به كار كردن و خواندن علم مر آن را بيرزد تا آب زندگانى جاويد خورده باشد و هميشه باقى گردد . و مؤمن بايد كه خداوند زمانهء خويش را كه برابر ارش است بشناسد و بپذيرد و طاعت دارد و مرتبهء او از نامستحقان پوشيده دارد و علم او در سفر كار بندد تا در حرم او [ 124 ] جاى دهندش . اين است پنج ترازوى نفسانى كه كاركرد خلق بدان پيمايند به قيامت و اول او عقل است . بپرس تا بدانى ، بشناس تا برهى . مسأله سىام مردم در آنچه مىكنند مجبورند يا مختار و عقوبت بر آنها لازم است يا نه ؟ پرسيدى اى برادر كه : « مردم در آنچه مىكنند مجبور است يا مختار ؟ اگر مجبور است پس هر چه كند كردهء خداى بود عقوبت چه لازم آيد ؟ و اگر مختار است تواند كى « 1 » چيزى كند كه خداى آن نخواهد ، قهر لازم آيد ؟ » جواب بدان اى برادر كه اين مسأله از امام جعفر صادق رضى الله عنه پرسيدند . گفت : « خداى عادل‌تر از آن است كه خلق را بر معصيت مجبور دارد و پس ايشان را بر آن عقوبت كند » . گفتندش : « هر چه خواهد مردم ، تواند كرد ؟ » گفت : « قدرت خداى بيش از آن است كه

--> ( 1 ) . در اصل : كه كى .