ناصر خسرو

108

گشايش و رهايش ( فارسى )

مسأله بيست و ششم رهايش مردم به چيست و ثواب چيست ؟ پرسيدى اى برادر كه « رهايش مردم به چيست و ثواب چيست ؟ بيان كن تا بدانيم » . جواب بدان اى برادر كه رهايش مردم به دانش است و [ 109 ] مردم را دو چيز است كه دانش را بدان بتواند پذيرفت : يكى از او دل است كه بدان بداند ، و ديگر تن است كه به دو مر آن دانش را كار بندد ، بر مثال كسى پيشه‌يى آموزد مر او را هوش تمام بايد و تن درست تا مر آن پيشه را به تن خود بتواند كرد به روزگار تا آن وقت كه آن پيشه معلوم شود ، پس كار بستن آن پيشه كثيف گردانيدن آن علم است كه ذات پيشه است ، و معلوم گردانيدن مر آن كار را به دل لطيف دانستن آن كار كثيف است كه همىكرد ، چنان كه درگر مر تراشيدن چوب را و اندازه اندازه‌كردن‌هاى آن و كرسى را از چند پاره چون مثلث و مربع و مسدس به جملگى در نفس خويش جاى كند كه هر وقت كه خواهد مر آن را به رجعت بيرون آرد بىآنكه در نفس او باشد بىهيچ نقصان . پس گوييم كار كردن كثيف گردانيدن لطيف است ، و دانستن كار لطيف گردانيدن كثيف است . پس ببايد دانست كه نفس كل كه مر اين عالم را بر هيولاى محسوس بيرون آورد نخست صورت اين عالم اندر او بود لطيف تا مر او را به كاركرد كثيف گردانيد تا نفس‌هاى جزوى كه ضعيف در اين عالم آيند نخست مر اين كثيف را بيابند و بدانند آن وقت از دانستن او سوى لطافت راه يابند . و پيغمبران عليهم السّلام و الصّلاة كه گماشتگان نفس بودند به تأييد عقل همچنين كردند ،