عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
1030
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
4 - إنّ عمرك مهر سعادتك ، إن أنفذته ( أنفدته ) في طاعة ربّك 3429 . 5 - إنّ أنفاسك أجزاء عمرك ، فلا تفنها إلّا في طاعة تزلفك 3430 . 6 - إنّ عمرك وقتك الّذي أنت فيه 3431 . 7 - إنّ عمرك عدد أنفاسك ، و عليها رقيب تحصيها 3434 . 8 - إنّ اللّيل و النّهار مسرعان في هدم الأعمار 3459 . 9 - إنّ ماضي عمرك أجل ، و آتيه أمل ، و الوقت عمل 3462 . 10 - إنّ غاية تنقصها اللّحظة ، و تهدمها السّاعة ، لحريّة بقصر نموده ، بلكه بايد در امور اخروى به كار برد ، كه براى انسان باقى مى ماند ) . 4 - براستى كه عمر تو كابينه خوشبختى تست ، اگر آن را در فرمانبردارى پروردگارت فانى كرده ، يا روان گردانى و مصرف كنى . 5 - براستى كه نفسهاى تو اجزاء عمر تواند ( چنان كه شاعر گفته : زين جهان تا آن جهان بسيار نيست * در ميان جز يك نفس ديوار نيست ) پس آنها را فانى مكن مگر در طاعتى كه تو را به درگاه الهى نزديك گرداند . 6 - براستى كه عمر تو زمانى است كه تو در آنى ( پس از آن مربوط به ديگرى است و از آن تو نيست ، پس فرصت را غنيمت شمر ) . 7 - براستى كه عمر تو به شماره نفسهاى تست ، و بر آنهاست نگهبانى كه مى شمارد آن را ( پس هر لحظه و نفسى را بايد غنيمت دانست ، و آن را به عبث نبايد گذرانيد ) . 8 - براستى كه شب و روز در خراب كردن عمرها شتابانند . 9 - براستى كه عمر گذشتهات وعده ايست بسر آمده پس نتوان در آن كارى كرد ، و آينده آن آرزويى است ( آدمى نمى داند موفق خواهد شد يا نه ) و زمانى كه در آنى وقت عمل است ( پس نبايد آن را از دست داد ) . 10 - براستى زمان يا منتهى آرزو و مقصود از عمر كه آن را چشم بهم زدنى كم