عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
488
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
حينك ، غرّي غيري لا حاجة لي فيك ، قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة لي فيها ، فعيشك قصير ، و خطرك يسير ، و أملك حقير ، آه من قلّة الزّاد و طول الطّريق ، و بعد السّفر ، و عظم المورد 10998 . 111 - يا عبيد الدّنيا ، و العاملين لها إذا كنتم في النّهار تبيعون و تشترون ، و في اللّيل على فروشكم تتقلّبون ، و تنامون و فيما بين ذلك عن الآخرة تغفلون ، و بالعمل تسوّفون ، فمتى تفكّرون في الإرشاد و تقدّمون الزّاد ، و متى تهتمّون بأمر المعاد 10999 . 112 - يا أيّها النّاس ازهدوا في الدّنيا ، فإنّ عيشها قصير ، و خيرها يسير ، نيست ( اين خيال باطل است كه من به تو دل ببندم تو بچه كسى رغبت مى كنى برو ) غير مرا فريب ده ، برايمن در تو نيازى نيست ، من تو را در حقيقت سه طلاقه كردم كه برگشتى در آن نمى باشد ( آن گاه جهت اين كه ديگر به تو رجوع نخواهم كرد بيان مى فرمايد كه داراى چنين عيبهايى هستى ) پس زندگانى تو كوتاه ، و قدر تو اندك ، و اميد تو كوچك و حقير خواهد بود ، آه از كمى توشه و درازى راه ، و دورى سفر و بزرگى جاييكه بايد وارد شد ( قبر و قيامت آن گاه معاويه گريست و گفت : خداوند ابو الحسن را رحمت كند چنين بود اى ضرار اندوه تو بر آن حضرت چگونه است گفت مانند اندوه زنى كه فرزندش را كنارش سر ببرند ) . 111 - آى بندگان دنيا و كاركنان براى آن هرگاه شما در روز مى فروشيد و مى خريد ، و در شب بر فرشهاى خود غلطيده و مى خوابيد ، و در ميان آن از آخرت غافل بوده و عمل را پس اندازيد ، پس كى در ارشاد ( و رسيدن به راه راست ) فكر و انديشه كرده ، و توشه را پيش مى فرستيد و چه وقت به كار معاد اهتمام مى ورزيد 112 - ( مقدارى از خطبه 233 نهج البلاغه در اين فرازها ذكر شده ) آى مردم در دنيا بى رغبت باشيد ، زيرا كه زندگانى آن كوتاه و خيرش اندك است ، و براستى كه