عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

474

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

بها ، و تزعج المطمئنّ إليها ، و إنّ جمعها إلى انصداع ، و وصلها إلى انقطاع 3661 . 65 - إنّ من هوان الدّنيا على اللّه أن لا يعصى إلّا فيها ، و لا ينال ما عنده إلّا بتركها 3662 . 66 - إنّ الدّنيا كالحيّة ، ليّن مسّها ، قاتل سمّها ، فأعرض عمّا يعجبك فيها لقلّة ما يصحبك منها ، و كن آنس ما تكون بها أحذر ما تكون منها 3663 . 67 - إنّ دنياكم هذه لأهون في عيني من عراق خنزير في يد مجذوم ، و أحقر من ورقة في جرادة ، ما لعليّ و نعيم يفنى ، و لذّة لا تبقى 3664 . جوينده و طالب آن سركشى كرده ، و سوار خود را هلاك گردانده ، و به اعتماد كننده آن خيانت نموده ، و آرام گيرنده آن را از جا كنده است ، و براستى كه جمعيت آن بسوى جدائى ، و پيوند آن بريده شدن گراييده است . 65 - براستى كه از خوارى دنيا نزد خدا آنست كه نافرمانى خداوند نمى شود مگر در آن ، و به آنچه در نزد اوست رسيده نمى شود مگر بواسطه ترك آن . 66 - براستى كه دنيا مانند مار بوده ، دست ماليدن به آن نرم ، سمّ آن كشنده است ، پس از آنچه تو را در آن خوش آمده و بشگفت آورد تو را رو بگردان ، به جهت كمى آنچه با تو همراه خواهد بود از آن ، و در آرام گيرنده‌ترين حال از آن بر حذر كننده‌ترين حال باش از آن . ( يعنى هر چه انسان بيشتر از آن دورى كند آرامشش بيشتر خواهد بود ) . 67 - براستى كه اين دنياى شما هر آينه در چشم من از استخوان بى گوشت خوك كه در دست مبتلا به مرض جذام ( خوره ) باشد خوارتر ، و از برگى كه در دهان ملخى است كوچكتر مى باشد ، على چه علاقه‌اى دارد به نعمتى كه فنا پذير بوده ، و لذتى كه دوام ندارد