عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
371
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
79 - ناظر قلب اللّبيب به يبصر رشده ( أمده ) ، و يعرف غوره و نجده 9986 . 80 - نحن دعاة الحقّ ، و أئمّة الخلق ، و السنة الصّدق ، من أطاعنا ملك ، و من عصانا هلك 10001 . 81 - و اللّه ما كنت و شمة ، و لا كذبت كذبة 10124 . 82 - و اللّه ما فجعني من الموت وارد كرهته ، و لا طالع أنكرته ، و ما كنت إلّا كغارب ( كقارب ) ورد ، أو طالب وجد 10131 . 79 - فكر و يا مردمك چشم دل عاقل به وسيله آن ( ديده دل ) رشد و يا منتهاى حال خود را ديده ، و مرتبه پست و بلند خود را خواهد شناخت ( در نهج البلاغه خطبه 153 اين فراز در وصف امام و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل گرديده است مى فرمايد : و چشم دل خردمند كه با آن رشد خود را ديده و نشيب و فراز خود را مى شناسد دعوت كنندهايست كه دعوت فرمود و نگهبانى است كه حفظ نمود ، پس دعوت كننده را اجابت كرده و نگهبان را پيروى نمائيد إلخ ) . 80 - مائيم خوانندگان حق ، و پيشوايان خلق ، و زبانهاى صدق ، هر كه ما را فرمان برد مالك ( سعادت ) شود ، و كسى كه نافرمانى ما كند به هلاكت رسد . 81 - ( تتمه كلامى است كه حضرت در خطبه 16 نهج البلاغه كه در باره بيعت مردم مدينه با آن بزرگوار فرموده است ) به خدا سوگند به اندازه سر سوزنى حقى را پنهان نكردم ، و دروغى را نگفتم ( هر چه گفتم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بوده است ) . 82 - ( تتمه كلامى است از وصيت آن حضرت كلام 23 نهج البلاغه وقتى كه ابن ملجم ملعون او را مضروب ساخت فرمود : ) به خدا سوگند كه ناگاه نيامد مرا از مرگ وارد شوندهاى كه آن را ناخوش داشته باشم ( بلكه به آن انسم بسيار چنان كه بچه بپستان مادر انس گيرنده است ) و نه طلوع كننده ( از مرگ ) كه من آن را شناخته باشم ، و نبودم من مگر مانند مسافرى كه ( بر مقصد خود ) وارد شده باشد يا طلب كنندهاى كه