عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

372

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

83 - و اللّه لأن أبيت على حسك السّعدان مسهّدا ، و أجرّ في الأغلال مصفّدا ، أحبّ إليّ من أن ألقي اللّه و رسوله ظالما لبعض العباد ، أو غاصبا لشيء من الحطام ، و كيف أظلم لنفس يسرع إلى البلى قفولها ، و يطول في الثّرى حلولها 10144 . 84 - و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم إنّني لم أردّ على اللّه سبحانه و لا على رسوله ساعة قطّ ، و لقد واسيته بنفسي في المواطن الّتي تنكص فيها الأبطال ، و تتأخّر عنها الأقدام نجدة ، أكرمني اللّه بها ، و لقد ( مطلوب خويش را ) يافته باشد . 83 - به خدا سوگند اگر شب را بيدار به روى خار خسك ( گياهى است خاردار سه گوشه ) بگذرانم و شب را بروز آورم و در غلهاى بسته كشيده شوم ، به سوى من دوست تر است تا آنكه خدا و رسولش را ( در روز قيامت ) ظلم كننده بعض بندگان ، يا غصب كننده چيزى از مال دنيا ( كه در بى ارزشى مانند حطام و ريزه گياهان خشك شده مى باشد ) ملاقات نمايم ، و چگونه براى نفسى ستم كنم كه رجوع آن به سوى كهنگى شتاب كرده ( و معدوم خواهد شد ) و فرود آمدنش در خاك به درازا مى كشد ( در قبر ) ( اين فرازها نخستين فرازهاى خطبه 215 نهج البلاغه كه در آنجا راجع به عقيل عنوان فرموده است ) . 84 - ( مقدارى از اين فرازها در خطبه 188 نهج البلاغه ذكر گرديده است كه در آن لياقت خود را براى خلافت بيان داشته فرموده : ) و هر آينه مستحفظان و نگهداران دين از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مى دانند كه من هرگز ساعتى بر خداى سبحان و رسول او رد ننمودم ( و پيوسته تابع و آنها را مقتداى خود دانستم ) و همانا على التحقيق او را در تمام جاها كه شجاعان در آن باز ايستاده ، و قدمها از آنها پس مى رفت ( مانند جنگ احد و بدر و حنين و غير آن ) شجاعتى كه خداوند مرا به آن گرامى گردانيده بود ، و هر آينه به تحقيق در اطاعت و فرمانبردارى او - صلوات اللّه عليه و آله -