عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )

329

هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )

33 - من عرف بالحكمة لا حظته العيون بالوقار 8518 . 34 - من ثبتت له الحكمة عرف العبرة 8706 . 35 - من خزائن الغيب تظهر الحكمة 9254 . 36 - من الحكمة طاعتك لمن فوقك و إجلالك من في طبقتك ، و إنصافك لمن دونك 9422 . 37 - من الحكمة أن لا تنازع من فوقك ، و لا تستذلّ من دونك ، و لا تتعاطى ما ليس في قدرتك ، و لا يخالف لسانك قلبك ، و لا قولك فعلك ، و لا تتكلّم فيما لا تعلم ، و لا تترك الأمر عند الإقبال ، و تطلبه عند الإدبار 9450 . 33 - هر كه به حكمت شناخته شود چشمها او را به وقار بنگرند ( يعنى مردم برايش احترام قائل بوده به گوشه چشم به او نظر كنند ) . 34 - هر كه براى او حكمت ثابت شود عبرت را بشناسد ( يعنى از حوادث عبرت خواهد گرفت و اما در نهج البلاغه حكمت 30 چنين دارد « و من تبيّنت » هر كه براى او حكمت آشكار گرديد إلخ ) . 35 - از خزانه‌هاى غيب ( الهى ) حكمت ظاهر مىشود . 36 - از حكمت است فرمانبردارى تو از ما فوق خود ، و احترام تو از كسى كه در مرتبه تو مى باشد ، و انصاف و عدل تو در حق كسى كه مادون خودت خواهد بود . 37 - از حكمت اين است كه با ما فوق خود نزاع ننمائى ، و مادون خود را خوار و ذليل نگردانى ، و چيزى را كه در قدرت تو نيست ( و مقدورت نمى باشد ) عهده‌دار نشوى ، و زبانت با دلت ، و گفتارت با كردارت مخالف نباشد ، و در آنچه نمى دانى سخن نگوئى ، و كار در وقت اقبال ترك نكنى ، و در نزد ادبار طلب نمائى ( بلكه بهر حال بايد به دنبال كار رفت و ممكن است مراد از ( امر ) فرمان خدا باشد كه اكثر مردم در فراخى و اقبال دولت امر خدا را زمين زده ولى در وقت تنگى و پشت كردن دولت رو به خدا آورند ) .