جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

81

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

دنيا آماده مىكند و آنها را در محدودهء پرانتز ميلاد و مرگ زندانى مى سازند و استعدادهاى نيرومند آنها را در اين محصورهء طبيعى مى خشكانند و مى ميرانند ولى مكتبهاى الهى و زمامداران معنوى بشر ، آنها را براى هميشه زنده ماندن و بيمرگى تربيت مى كنند و در اينجاست كه بشر براى پرواز به ابديت بال مى گشايد و انرژيها و استعدادهاى درونيش شكفته مىشود و اعجازانگيزترين و اعجاب آورترين تلاشها را براى رسيدن به اوج كمالات معنوى بروز مىدهد و حتى بر بستر شهادت فرو مى غلتد و زندگى مادى را فداى زيست معنوى خويش مى سازد ، چنان كه على نه تنها با سخن بلكه با كردار معجزآساى خويش عشق به ابديت را بمردم نشان مى داد و همواره با مرگ سر و كار داشت و در پهنه‌هاى نبرد خود را بامواج مرگ مى سپرد و سرانجام هم با مرگ سرخ خويش به ابديت شتافت و به انسانها نشان داد كه زندگانى آن سراى همچنان كه قرآن گفته است بهتر و پايدارتر است . على با گفتار حكيمانه‌اش مردم را بمعاد و كيفرهاى سخت رستاخيز توجه مى داد و آنها را وامى داشت كه توشه‌هاى شايسته كارى را براى جهان ديگر بيندوزند و از پايان زشتكاريهاى خويش در هراس باشند و چنين مى فرمود : ( براى روزى تلاش كنيد كه توشه‌ها براى چنان روزى اندوخته مىشود و كسى كه انديشه‌اش را در اين دنيا براى توشه‌گيرى به كار نيندازد بناتوانى افتد ، از آتشى بهراسيد كه گدازى سخت دارد ، گودال آتشينى كه ژرفايش بسيار است و زيورهايش آهن گداخته و نوشابه‌هايش زردآبهاى چركين