جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

82

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

است ) اين آتشها را خود با تبهكاريهاى خويش برمى افروزيم و پيكرهاى زشتكاران هيمه و آتشگيرهء دوزخ است و فسادى كه از گناه و شهوت بر مى انگيزيم گندابى خونين و چرك آلود است كه بحلقوم ما فرو مى ريزد و ستمكاريهاى ما زنجيرهاى گداخته آهن است كه بدست و پايمان فرو مى پيچد و اين آژير بى امان على است كه انسانها را از گناه و ستم باز مى دارد ببينيد چگونه سرنوشت شوم دنياپرستان را كه به آخرت و مرگ اعتنائى ندارند بيان مى دارد و چهرهء مخوف سرانجامشان را با نقش سخن ترسيم مىكند آنجا كه مى فرمايد : ( به خدا سوگند ، سخنى جدى و واقعى است نه شوخى و حقيقت است نه دروغ ، در بارهء مرگ كه مردم را مى خواند و حقيقت را به گوش آنها فرو مىكند و آنها را با شتاب بسوى نيستى مى كشاند ، پس زندگانى دنياپرستان ترا نفريبد كه مى بينى سرمايه‌هاى فراوانى فراهم مى آورند و از تهيدستى فرار ميكنند و چنان سرگرم آرزوهاى درازند كه مرگ و سرنوشت خود را از ياد مى برند ولى ناگهان مرگ بسراغشان مى آيد و آنها را از دنيا دور مىكند و از آسايشگاهشان بيرون مى كشد ، بر مركب چوبين مرگ سوار ميشوند مردم آنها را بدوش مى كشند و به يكديگر تحويل مى دهند و بر سرانگشتها نگه مى دارند ، آيا نمى نگريد كه آنها در دنيا آرزوهائى دراز داشتند

--> ( 1 ) - خطبه 119 نهج البلاغه