جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
63
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
و خاكسترشان را باد حوادث بپراكند ولى قرآن همچون ماند ما دام كه زمين برمدار خورشيد بگردد و انسان در زير سقف اين آسمان زيست كند ولى اين حقيقت و الا و راستين و مستدل را همهء مسلمانان بايد بپذيرند كه قرآن مكتب است و مكتب را معلمى بايد تا محتواى كتاب را بشاگردان بياموزد و حقايقش را بشكافد و نمودار سازد و اين كتاب صامت را بيانگرى ناطق لازمست تا از سوى او سخن گويد و با زبان و عمل و علم و اخلاق و شهادت و جهاد و پارسائى و بالاخره امامت كند به همين جهت امام كه عالم و عامل به قرآن و حكمت آموز فرمان محكم اوست چنين مى فرمايد : « اگر از قرآن بخواهيد تا با شما سخن گويد او بسخن نمى آيد و اين منم كه از زبان او سخن مى گويم و از حقايقش شما را آگاه مى سازم ، بدانيد كه در قرآن دانشهاى آينده و اخبار گذشته آمده است ، درمان دردهاى شما و انتظام روابط شما در اين كتاب است » پس زبان سخنگوى قرآن و بيانگر حقايق آن و آموزنده معارف و نمونهء مجسم علمى و عملى اين كتاب مبين امام است و جز امام كس نتواند كه بژرفاى دقايق معنوى قرآن فرو رود و با غوص و غور و خوضى تمام گوهرهاى مفاهيمش را ببازار سعادت انسان آورد كه قرآن را جز پاكيزگان مس و لمس نكنند و پاكيزگان همان خاندان