جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
45
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
از زبان خدا سخن مى گويد و صداى الهام خداوندى برترين و بالاترين و بلندترين صداهاست . در اينجا امام مى گويد شرط پيشوائى آنست كه رهبر به پيروان خويش راست گويد و مسئوليت زمامدارى را بنيروى والاى خرد انجام دهد و تنها مردم را در همين مسير دنيا رهبرى نكند بلكه آنها را به ابديت پيوند دهد و تا آن سوى مرز آفرينش پيش برد و بجايگاه راستينش رهبرى كند . رهبران فلسفى و سياسى و مادى امروز بفرض محال اگر هم بتوانند ، تنها بشر را در محدودهء تنگ و تاريك دنيا به پيش ميرانند و يك زندگى چارپائى برايش تامين مى كنند ولى امامان فرزندان آخرتند و انسانها را به آن سوى مى كشانند ، سوى نيكبختى هميشگى و هدايت ابدى بدانسوى كه از آن سوى آمدهاند و به همان سوى بازميگردند . و بالاخره سخن امام اوج مى گيرد و در شناخت آنان كه خود نيز نخستين آنهاست سخن مى گويد و از معرفى مغايب به متكلم مع الغير مى پردازد و قاطعانه چنين مى ستايد . « مائيم درخت پيامبرى و فرودگاه پيام آسمانى فرشتگان به خانهء ما فرود مى آمدند و بال مى كشيدند ، ما كانهاى دانش و سر - چشمههاى حكمتيم ، آن كس كه يار و دوستدار ماست رحمت خدا را انتظار مى كشد و دشمن و بدخواه ما ، خشم خداوندى را در پيش دارد »
--> ( 1 ) - آخر خطبه 108 نهج البلاغه