جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
46
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
اين درخت همان شجرهء پاكيزه است كه قرآن گفت ، ريشههايش در زمين استوار است و شاخههايش بر آسمان سركشيده است و اين درخت همچنان كه گفتيم كلمه است و من نمى توانم در بارهء كلمه سخن بگويم كه هم نادانم و ناتوانم و هم مى ترسم اگر شمهاى از اين حقيقت بازگويم به خيالبافى و ذهنيت گرائى متهم شوم . بهر حال حقايقى برين و الا بر فراز عالم هستى وجود دارد كه در نزد خداست و در گنجينهء حكمت و توان خدا ، و خداوند اين حقايق را بجهان طبيعت پائين مى آورد و به آنها شكل مى بخشد همچنان كه معنى در قالب لفظ جاى مى گيرد . پيامبران و امامان كلمهء اللهاند و كلمهء عليا ، سخن برتر و اينها همان شجرهء پاكند و آن شجره پيامبر و خاندانش كه در ميان امت و در نهاد پاك و سرشت پاكيزهء انسانهاى لايق ريشه دوانيدهاند و شاخههايشان از جهان ماده بجهان ما ورائى اوج گرفته است و از فروغ تابان وحى و عنايت الهى پرتو مى گيرند و سايه مى گسترانند و ميوه مى دهند و كام جان انسانها را شيرين و سيراب مى سازند . آنها فرودگاه پيام آسمانيند ، زيرا پيام خداوندى كه از مصدر قدس و پاكى خداى سبحان فرود مى آيد ، فرودگاهى مى خواهد پاك و گسترده و نيرومند تا بتواند تشعشعات وحى را بپذيرد و اين فرودگاه جان پاك پيامبر است كه چون آبشار الهام خداوندى بر جان پيامبر سرازير شود از قلب پاكش بجريان مى افتد و بجان پاك