جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
43
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
و فرمانش را پذيرفتهاند نه آنكه بدون دريافتى حكيمانه و تنها بشنيدن گفتار و رواياتى به آن گرائيده باشند ، آنها علم و ايمان و عمل را بهم درآميختهاند و در كردار پيشگام بودهاند ، نه آنكه چيزى رياكارانه بگويند و خود از انجام آن بر كنار باشند . و باز على در شناخت آنان چنين مى فرمايد . « كرائم اخلاقى قرآن در وجود آنان متجلى است ، آنها گنجينههاى عنايت پروردگارند ، اگر سخن بگويند به راستى گويند و اگر خاموش مانند كسى نتواند در سخن بر آنها پيشى گيرد ، هر پيشوائى بايد به پيروانش راست بگويد و خرد خود را به كار اندازد و فرزند آخرت باشد ، زيرا از آن سراى آمده و بدان سراى باز مى گردد » اگر امامان نمى بودند ، قرآن كتابى ، بيروح و دور از صحنهء عمل بود و به تنهائى نمى توانست برهبرى مردم بپردازد و سخن نادرست ( كتاب خدا براى ما بس است ) از دهان كسى برآمد كه با امامان دشمن بود و خود مى خواست با ناشايستگى جامهء امامت را در پوشد . امامان نمونههاى عملى مكتب قرآنند و آنچه در قرآن بمفهوم كرامت انسان واقعى و كامل آمده در روش و پويش و گفتار و كردار امامان پديدار است تا مردم آنها را سرمشق خويش قرار دهند و
--> ( 1 ) خطبهء 153 نهج البلاغه