جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

42

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

رفتار با يكديگر همطراز و همگونه باشند و آنها كه درونشان با برونشان دو گونه است منافقند و چند چهره و دروغگو و چنين كسانى نه تنها نمى توانند پيشواى مردم باشند بلكه در فرديت خويش نيز گمراه و كوتاه و تباه و خطرناكند . خاموشى امامان يك عمل منفى نيست كه زبان در كام گذارند و از بيان مصالح و هدايت مردم دم فرو بندند و بمصالح و منافع خويش بينديشند بلكه امامان بهنگام گفتار ، بروشنگرى و بيان حق مى پردازند و بى پروا آنچه حق است و سزاوار است مى گويند و بهنگام خاموشى مى انديشند و حكمت مى آفرينند و روانشان در پرواز است و نهادشان در جستجو و تكاپو . يك لحظه با حق در نمى آويزند كه خود حقند و حق را با حق ستيزى نيست و حق را بگونه‌اى روشن مى شناسند و چنان به حق آگاهند كه به اختلاف و اشتباه نمى افتند و اين باطل گرايانند كه با حق در نبردند و چون حق را از باطل باز نمى شناسند هميشه دستخوش ترديد و اختلافند . و امامان كه پايه‌هاى استوار ايمان و پناهگاه دين باورانند ، چون خود حقند ، حق را در جايگاهش حتى ببهاى جان خود استقرار مى بخشند و باطلى را هر چند به زور براى خود پايگاهى دست و پا كرده باشد ، به زير مى كشند و زبانش را از ياوه‌گوئى باز مى دارند و مى برند . آنها ، دين را بقدرت انديشه و دريافت و عرفان شناخته‌اند