ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
31
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
بدون رايزنى با تو كارى انجام ندهيم و فرمانهاى تو را كه در آن اطاعت خدا را ملحوظ داشته باشى رد نكنيم ، خداوند ما و تو را بر طاعت خود يارى دهد كه او شنوا و بر آورندهء دعاست ، و السّلام . جندب مى گويد : چون اين نامه معاويه را براى امام حسن آوردم ، گفتم : اين مرد آهنگ تو خواهد كرد و تو اين كار را آغاز كن تا با او در سرزمين خودش و محل حكومتش جنگ كنى ، و اگر تصور مى كنى كه او بدون آنكه از ما جنگى بزرگتر از جنگ صفين ببيند ، تسليم فرمان تو مىشود . به خدا سوگند كه هرگز چنين نخواهد بود . فرمود : آرى همين گونه خواهم كرد . ولى پس از آن با من رايزنى نكرد و سخن مرا به فراموشى سپرد . گويند ، و معاويه براى حسن عليه السّلام چنين نوشت : اما بعد ، همانا خداوند هر چه خواهد ميان بندگان خويش انجام مىدهد ، هيچ چيز مواخذ كننده فرمان او نيست و او سريع الحساب است . اينك بر حذر باش كه مبادا مرگ تو به دست سفلگان مردم باشد و از اينكه بتوانى در ما راه طعنهاى بيابى ، نااميد باش و اينك اگر از آنچه در نظر دارى منصرف شوى و با من بيعت كنى ، آنچه را كه به تو وعده دادهام وفا خواهم كرد و شرطها كه كردهام ، انجام مى دهم و در اين مورد همان گونه خواهم بود كه اعشى بنى قيس بن ثعلبه سروده و گفته است : و اگر كسى امانتى را به تو سپرد ، بر آن وفادار باش كه چون درگذشتى و مردى شهره به وفادارى شوى ، بر دوست خود هنگامى كه توانگر است ، رشك مبر و آن گاه كه تهى دست مىشود بر او ستم روا مدار . وانگهى خلافت پس از من ، از تو خواهد بود كه تو سزاوارترين مردم نسبت به آن هستى ، و السّلام . امام حسن براى معاويه چنين نوشت :