ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
32
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
نيست بلكه از نژادهترين افراد خاندان هاشم است . . . محمد بن اسحاق مى گويد : چون سختى و گرفتارى و شكنجه بر مسلمانان افزون و طولانى شد و كار به آنجا رسيد كه بسيارى از مسلمانان به زبان نه به اعتقاد و دل از اسلام برگشتند ، و چون آنان را شكنجه مى دادند مى گفتند : گواهى مى دهيم كه اين خداوند است و لات و عزّى الهه هستند ، و چون از آنان دست بر مى داشتند باز به اسلام برمى گشتند . آنان را زندانى مى كردند و به ريسمان مى بستند و در گرماى آفتاب روى سنگها و شنها مى افكندند و روزگار سختى آنان همچنان ادامه داشت و مشركان قريش به سبب قيام ابو طالب در حمايت از پيامبر ( ص ) به او دست نمى يافتند . قريش هماهنگ شدند كه پيمانى ميان خود دربارهء بنى هاشم بنويسند و در آن متعهد شوند كه با آنان ازدواج و معامله و همنشينى نكنند . آن پيمان نامه را نوشتند و براى آنكه تأكيد بيشترى در آن بشود آن را درون كعبه آويختند . نويسندهء آن پيمان نامه منصور بن عكرمة بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بن قصى بود ، و چون عهد نامه را نوشتند همهء افراد خاندان هاشم و مطلب از ديگران جدا شدند و همگى در آن دره با ابو طالب همراه شدند و فقط ابو لهب از آنان كناره گرفت و به قريش پيوست و آن قوم را بر ضد خويشاوندان خويش يارى داد . محمد بن اسحاق مى گويد : كار بر بنى هاشم سخت شد و دسترسى به خوراك نداشتند ، مگر آنچه پوشيده و نهانى براى آنان برده مى شد كه بسيار اندك بود و كفاف قوت روزانهشان نبود . قريش آنان را سخت به وحشت انداخته بودند ، آن چنان كه هيچكس از ايشان آشكار نمى شد و هيچكس هم پيش ايشان نمى رفت ، و اين سخت ترين حالتى بود كه پيامبر ( ص ) و اهل بيت آن حضرت در مكه مى ديدند . محمد بن اسحاق مى گويد : دو يا سه سال بر آن حال بودند و درمانده شدند و قريش كوشش مى كردند چيزى به آنان نرسد مگر اندك خوراكى كه برخى از قريش به منظور رعايت پيوند خويشاوندى به آنان مى رساندند . ابو جهل بن هشام ، حكيم بن حزام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى را همراه غلامى ديد كه انبان گندمى بر دوش مى كشد . حكيم مى خواست آن گندم را براى عمه خويش خديجه دختر خويلد كه همراه پيامبر ( ص ) در آن دره و در حال محاصره بود ببرد . ابو جهل به او در آويخت و گفت : آيا گندم براى بنى هاشم مى برى به خدا سوگند تو و گندمت نبايد از جاى خود تكان بخوريد تا