ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
28
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
ابن اسحاق مى گويد : سپس زيد بن حارثه برده آزاد كرده پيامبر ( ص ) مسلمان شد و او نخستين كسى است كه پس از على بن ابى طالب ( ع ) اسلام آورده و همراه پيامبر ( ص ) نماز گزارده است . پس از او ابو بكر بن ابى قحافة مسلمان شد و سومى آن دو بود ، آنگاه عثمان بن عفان و طلحه و زبير و عبد الرحمن و سعد ابن ابى وقاص مسلمان شدند و آنان همان هشت تنى هستند كه در مكه پيش از همهء مردم ايمان آوردند . پس از آن هشت تن ابو عبيدة بن جراح و ابو سلمة بن عبد الاسد و ارقم بن ابى ارقم مسلمان شدند و سپس اسلام در مكه منتشر و نامش بر زبانها افتاد و آشكار شد و خداوند به پيامبر ( ص ) فرمان داد ، با صداى بلند آنچه را كه مأمور است اظهار كند . مدت پوشيده ماندن پيامبرى پيامبر ( ص ) تا هنگامى كه مأمور به آشكار ساختن دين شد آن چنان كه به من خبر رسيده است سه سال بوده است . محمد بن اسحاق مى گويد : در آن هنگام قريش اين كار پيامبر ( ص ) را به طور كلى زشت نمى شمرد ، ولى همين كه بتها و الهههاى ايشان را نام برد و بر آنان خرده گرفت ، اين كار را گناه بزرگ و بسيار زشت شمردند و بر دشمنى و ستيز با او هماهنگ شدند . ابو طالب عموى پيامبر ( ص ) به دفاع از او قيام كرد و خود را متوجه او ساخت تا آنكه پيامبر ( ص ) امر خدا را آشكار ساخت و هيچ چيز او را از آن كار باز نمى داشت . ابن اسحاق مى گويد : چون قريش طرفدارى ابو طالب از پيامبر ( ص ) و قيام او را در دفاع و خوددارى او را از تسليم كردن آن حضرت ديدند ، گروهى از اشراف قريش پيش او رفتند كه از جمله ايشان عتبة بن ربيعة و برادرش شيبة و ابو سفيان بن حرب و ابو البخترى بن هشام و اسود بن مطلب و وليد بن مغيرة و ابو جهل عمرو بن هشام و عاص بن وائل و نبيه و منبه دو پسر حجاج و ديگر امثال ايشان كه از سران قريش بودند و به او گفتند : اى ابو طالب اين برادر زادهات خدايان ما را دشنام مىدهد و بر دين ما خرده مى گيرد و خرد ما را سفلگى و انديشههاى ما را گمراهى مى شمرد ، يا او را از ما باز دار و كفايت كن ، يا آنكه ميان ما و او را آزاد بگذار . ابو طالب با آنان سخنى نرم گفت و به صورتى پسنديده برگرداند . آنان از حضور ابو طالب بازگشتند و پيامبر ( ص ) هم راه خويش را ادامه مى داد و دين خدا را آشكار مى كرد و مردم را بر آن فرا مى خواند .