ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
22
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
نامه ( 6 ) از نامهء آن حضرت به معاويه در اين نامه كه قبلا هم بخشى از آن ضمن بيان چگونگى پيام فرستادن امير المؤمنين ( ع ) همراه جرير بن عبد الله بجلى براى معاويه آمده است و همهء سيره نويسان آن را نقل كردهاند و شيوخ متكلمان معتزلى هم در كتابهاى خود آن را آوردهاند ، ابن ابى الحديد پس از ايراد مباحثى كلامى ، مطلبى مختصر دربارهء چگونگى حضور جرير بن عبد الله پيش معاويه آورده است كه چنين است : جرير بن عبد الله بجلى پيش معاويه ما ضمن مباحث گذشته شرح اين موضوع را كه على ( ع ) جرير را پيش معاويه گسيل فرمود به تفصيل آوردهايم . زبير بن بكّار در كتاب الموفقيات مى گويد كه چون على ( ع ) جرير را پيش معاويه گسيل داشت ، جرير از كوفه بيرون آمد و تصور نمى كرد كه هيچكس براى رفتن پيش معاويه بر او پيشى بگيرد . خودش مى گويد : همين كه پيش معاويه رسيدم او را در حالى ديدم كه براى مردم خطبه مى خواند ، و آنان بر گرد او مى گريستند و بر گرد پيراهن خون آلوده عثمان كه بر نيزهاى همراه انگشتان قطع شدهء همسرش ، نائله دختر فرافصة ، آويخته بود ، شيون مى كردند . من نامهء على ( ع ) را به او دادم . در راه مردى همراه من بود كه پا به پاى من حركت مى كرد و چون توقف مى كردم توقف مى كرد ، در اين هنگام برابر معاويه ظاهر شد و اين ابيات را براى او خواند : همانا پسر عموهايت عبد المطلب بدون آنكه دروغ باشد پير شما را كشتند و تو سزاوارترين كس براى قيامى ، قيام كن و ما همهء اين ابيات را در مباحث گذشته آوردهايم . گويد : سپس نامهء ديگرى از وليد بن عقبه بن ابى معيط را كه برادر مادرى عثمان بود و از كوفه به طور پوشيده براى معاويه نوشته بود به او داده و آغاز آن نامه چنين بود : « اى