ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
18
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
منكر مىشود . سپس در مورد او و حفصه و آنچه ميان ايشان و پيامبر ( ص ) در مورد سخنى كه پوشيده و به صورت راز به آن دو فرموده بود و آن را فاش كرده بودند ، امورى پيش آمد كه قرآن عزيز آن را بيان كرده است . و پيامبر ( ص ) مدتى از آن دو و همهء زنان خويش كناره گرفت و بعد با آنان آشتى كرد و حفصه را طلاق داد و سپس به او رجوع فرمود . آنگاه ميان عايشه و فاطمه ( ع ) پيامهايى رد و بدل شد و سخنانى كه سينه را دردمند مىكند . ميان عايشه و على ( ع ) نيز نوعى كينه و ستيز پديد آمد ، و اشارهء على ( ع ) به پيامبر ( ص ) در داستان افك ، به اينكه كنيز عايشه را بزنند و از او اقرار بگيرند و اينكه « زنان براى تو بسيارند » بر آن كينه افزوده شد . پس از آن داستان نماز گزاردن ابو بكر با مردم - در بيمارى پيامبر ( ص ) - پيش آمد و شيعه چنين مى پندارد كه پيامبر ( ص ) به آن كار فرمان نداده بود ، و ابو بكر به دستور دخترش عايشه با مردم نماز گزارد و پيامبر ( ص ) در حالى كه بيماريش سنگين بود و به ديگران تكيه داده بود ، آمد و او را از محراب كنار زد ، البته بيشتر محدثان چنين پنداشتهاند كه آن كار به فرمان و گفته رسول خدا ( ص ) صورت گرفته است ، ولى در مورد بقيه امور آن اختلاف دارند . برخى مى گويند پيامبر ( ص ) او را از محراب كنار زد و خود با مرد نماز گزارد ، برخى مى گويند آن حضرت مانند ديگر مردم به ابو بكر اقتدا فرمود ، و برخى مى گويند مردم به ابو بكر اقتدا كرده و با او نماز گزاردند و حال آنكه ابو بكر به نماز پيامبر ( ص ) اقتدا كرده بود . پس از اين در داستان عثمان و شوراندن مردم بر او آن كارها برفت كه در جاى خويش آوردهايم ، و از پى آن داستان جنگ جمل پديد آمد . متكلمان دربارهء حال عايشه و همهء آنانى كه در جنگ جمل حاضر شدهاند مختلف سخن گفتهاند ، اماميه معتقدند شركت كنندگان در جنگ جمل همگى كافر شدهاند ، چه سالارها و چه پيروان . گروهى از حشويان و عامه گفتهاند : آنان اجتهاد كردهاند و گناهى ندارند و نه به خطاى ايشان و نه به خطاى على ( ع ) و يارانش حكم مى كنيم . برخى از اينان مى گويند : ما مى گوييم و معتقديم كه شركت كنندگان در جنگ جمل خطا كردهاند ولى خطاى در خور آمرزش ، همچون خطاى مجتهد در پارهاى از