ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
17
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
شوال او را عقد فرمود ، و هجده ماه پس از هجرت به مدينه در ماه شوال با او عروسى فرمود . ابن عبد البرّ در كتاب الاستيعاب مى گويد : عايشه دوست مى داشته است كه زنان خويشاوندان و دوستانش در ماه شوال به خانهء شوهر بروند . مى گفته است ميان همسران پيامبر ( ص ) هيچكس بهتر و پر حظتر از من نبوده است ، و پيامبر ( ص ) مرا در ماه شوال عقد كرده است و در ماه شوال با من عروسى فرموده است . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : اين خبر را براى يكى از مردم خواندند ، گفت عايشه روابط ميان خود و خويشاوندان و افراد خاندان شوهرش را چگونه مى ديده است . ابو عمر بن عبد البر در همان كتاب مى گويد : پيامبر ( ص ) هنگامى كه رحلت فرمود ، عايشه هجده ساله بود . پيامبر ( ص ) نه سال با او زندگى كرد و با دوشيزهاى جز او ازدواج نفرموده است ، عايشه از پيامبر ( ص ) براى انتخاب كنيه اجازه خواست ، فرمودند : به نام پسرت عبد الله كنيه خود را انتخاب كن . يعنى عبد الله بن زبير كه خواهر زادهء اوست و بدين سبب كنيهاش ام عبد الله بوده است . عايشه زنى فقيه و دانا به امور و مسائل ميراث و شعر و پزشكى بوده است . روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : فضيلت عايشه بر زنان همچون فضيلت تريد بر ديگر خوراكيهاست . ياران معتزلى ما در اين روايت مقصود از كلمهء زنان را همسران پيامبر ( ص ) مى دانند ، زيرا در نظر ايشان فاطمه ، عليها السلام ، افضل از عايشه است ، زيرا پيامبر ( ص ) فرموده است كه او سرور زنان جهانيان است . به سال ششم هجرت و هنگام بازگشت از جنگ بنى مصطلق ، متهم به صفوان بن معطل سلمى شد كه همراهش بود و تهمت زنندگان و اهل افك دربارهء او ياوه سرايى كردند . قرآن به برائت او از آن اتهام نازل شد . گروهى از شيعيان پنداشتهاند آياتى كه در سورهء نور است ، در مورد عايشه نازل نشده است ، بلكه دربارهء مارية قبطيه و تهمتى است كه در مورد اسود قبطى به او زدهاند . ولى تواتر اخبارى كه در مورد نزول آن آيات درباره عايشه آمده است ، ادعاى آنان را