ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

23

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

غفار بود ، انجام داد آن زن پيش قوم خويش رفت و اين شعر را مى خواند : « هيچ كس زبون تر از جديس نيست ، آيا بايد با عروس چنين رفتار شود » برادر آن زن كه نامش اسود بن غفار بود به پاس او خشم گرفت و قومش هم از او پيروى كردند و تصميم گرفتند عملاق بن طسم و خاندانش را غافلگير كنند و بكشند . اسود خوراكى فراهم ساخت و عملاق شاه را به ميهمانى فرا خواند و سپس بر او و سران خاندان طسم حمله آورد و همه سالارهاى ايشان را كشت و از آن ميان فقط رياح بن مر نجات پيدا كرد و به ذوجيشان بن تبع حميرى پادشاه يمن پناهنده شد و از او فرياد خواهى كرد و او را براى حمله كردن به جديس بر انگيخت . ذوجيشان همراه حميريان حركت كرد و خود را به سرزمين جو ، كه مركز يمامه است رساند و همه افراد جديس را از پاى در آورد و يمامه را ويران كرد و از افراد خاندانهاى طسم و جديس جز اندكى باقى نماند . پس از طسم و جديس و بار بن اميم بن لاوذ بن ارم به پادشاهى رسيد . او با اهل و فرزندان خود به سرزمين « و بار » كه اينك معروف به رمل عالج است كوچ كرد و مدتى در زمين تباهى بار آوردند تا خدايشان نابود فرمود . پس از و بار عبد صحم - بن اثيف بن لاوذ به پادشاهى رسيد و او و پيروانش در طائف فرود آمدند و مدتى آنجا ساكن بودند و سپس از ميان رفتند . نسب عاد و ثمود از طوايف ديگرى كه در شمار عمالقه شمرده مى شوند دو طايفه عاد و ثمودند . عاد نسبش چنين است : عاد بن عويص بن ارم بن سام بن نوح . عاد ماه را پرستش مى كرد و گفته مىشود كه او چندان زيست كه از نسل سوم خويش چهار هزار تن را درك كرد و هزار دوشيزه را به زنى گرفت و سرزمين او همان سرزمين احقاف است كه در قرآن از آن نام برده شده است و از ناحيه شحر عمان تا حضرموت ادامه داشته است و شداد بن عاد صاحب و سالار شهرى كه ذكر شده است از فرزندان اوست .