ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

11

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

دهى كه به چه مناسبت فقط در مورد عمار مى پرسى و حال آنكه شمار ديگرى از اصحاب پيامبر ( ص ) نيز همراه مايند و همگى در جنگ با شما مى كوشند عمرو گفت : شنيدم پيامبر ( ص ) مى فرمود « همانا عمار را گروه ستم پيشه مى كشند و عمار هرگز از حق جدا نمى شود و آتش هرگز چيزى از عمار را نخواهد خورد » . ابو نوح ، لا إله الا الله و تكبير گفت و سپس افزود : به خدا سوگند ، او ميان ما و در جنگ با شما كوشاست . عمرو گفت : تو را سوگند به خدايى كه پروردگارى جز او نيست ، آيا او در جنگ ما كوشاست . گفت : آرى به خدايى كه پروردگارى جز او نيست ، و او روز جنگ جمل به من گفت : ما بر مردم بصره پيروز خواهيم شد و ديروز هم به من گفت كه : اگر شما چندان ضربه به ما بزنيد كه تا نخلستانهاى « هجر » ما را عقب برانيد باز هم مى دانيم ما بر حق هستيم و شما بر باطليد و كشتگان ما در بهشت و كشتگان شما در دوزخ خواهند بود . عمرو عاص گفت : آيا مى توانى ترتيب ديدار من و او را بدهى گفت : آرى ، عمرو عاص و دو پسرش و عتبة بن ابو سفيان و ذو الكلاع و ابو الاعور سلمى و حوشب و وليد بن عتبة سوار شدند و روى به راه نهادند . ابو نوح در حالى كه شرحبيل پسر ذو الكلاع همراهش بود و از او حمايت مى كرد حركت كرد تا كنار ياران خودش رسيد . ابو نوح نزد عمار رفت و او را ديد كه با گروهى از ياران خود نشسته است كه از جمله ايشان اشتر و هاشم و دو پسر بديل و خالد بن معمر و عبد الله بن حجل و عبد الله بن عباس بودند . ابو نوح به آنان گفت : ذو الكلاع كه از خويشاوندان من است مرا خواست و گفت : به من درباره عمار بن ياسر خبر بده كه آيا ميان شماست گفتم : چرا مى پرسى گفت : عمرو عاص به روزگار حكومت عمر بن خطاب به من گفت : از پيامبر ( ص ) شنيده است كه فرموده است : « شاميان و عراقيان روياروى مى شوند و جنگ مى كنند و عمار همراه گروه بر حق است و گروه ستمگر او را خواهند كشت » گفتم : آرى عمار ميان ماست . پرسيد : آيا او در جنگ با ما جدى و كوشاست گفتم آرى ، به خدا سوگند كه از من كوشاتر است و من دوست مى دارم كه كاش شما همگى به صورت يك شخص بوديد و من همه را مى كشتم و از تو شروع مى كردم . عمار خنديد و پرسيد : اين كار تو را شاد مىكند ابو نوح گفت : آرى و افزود كه هم اكنون هم عمرو عاص