ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

9

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

مى پندارد و نقل مىكند كه از پيامبر ( ص ) شنيده كه فرموده است : « مردم شام و مردم عراق جنگ خواهند كرد ، حق و امام هدايت در يكى از آن دو سپاه است و عمار ياسر هم همراه اوست » . ابو نوح گفت : آرى به خدا سوگند ، عمار ياسر ميان ماست . ذو الكلاع گفت : تو را به خدا سوگند مى دهم ، آيا عمار در جنگ با ما جدى و كوشاست ابو نوح گفت : آرى به خداى كعبه سوگند ، او در جنگ با شما از من سختكوش تر است و من چنانم كه دوست مى دارم كاش شما همه يك تن بوديد و من او را مى كشتم و پيش از كشتن ديگران تو را مى كشتم ، با وجود اينكه تو پسر عموى منى . ذو الكلاع گفت : اى واى بر تو چرا در مورد ما چنين آرزويى دارى ، حال آنكه به خدا سوگند ، من هرگز رشته خويشاوندى ميان خودم و تو را نگسسته‌ام و خويشاوندى تو با من نزديك است و هرگز كشتن تو مرا شاد نمى كند . ابو نوح گفت : خداوند با اسلام بسيارى از خويشاوندى هاى نزديك را بريده است و بسيارى از خويشاوندى هاى دور را به هم نزديك ساخته است . من كشندهء تو و يارانت هستم بدين سبب كه ما بر حق هستيم و شما بر باطل . ذو الكلاع گفت : آيا مى توانى همراه من ميان لشكر شام بيايى و من تو را از آنان حفظ مى كنم و در پناه من خواهى بود تا عمرو عاص را ببينى و او را از حال عمار و سختكوشى او در جنگ با ما آگاه كنى شايد بدين گونه ميان اين دو لشكر صلح شود . مى گويم : جاى بسى شگفتى است از قومى كه به سبب وجود عمار در كار خود گرفتار شك و ترديد مى شوند ، ولى با وجود مقام على عليه السلام گرفتار چنين شك و ترديدى نيستند ، و چنين استدلال مى كنند كه چون عمار همراه عراقيان است حق با ايشان است ولى به مقام و الا و مكانت على عليه السلام اعتنا نمى كنند و از اين گفتار پيامبر كه به عمار فرموده‌اند : « تو را گروه سركش و ستمگر مى كشند » بيم دارند و پرهيز مى كنند ولى از اين گفتار پيامبر ( ص ) در مورد على عليه السلام كه فرموده است « خدايا دوست بدار هر كس را كه او را دوست مى دارد و دشمن بدار هر كه را كه با او دشمنى مىكند » و از گفتار ديگرش كه فرموده است « تو را جز مومن دوست نمى دارد و جز منافق دشمن نمى دارد » پرهيز و بيم ندارند . اين موضوع تو را به اين نتيجه مى رساند كه تمام افراد قريش از همان آغاز كار در پوشيده نگهداشتن نام و ياد و فضائل على و پوشاندن خصائص پسنديده‌اش كوشيده‌اند تا آنجا كه مراتب