ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

7

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

حمله شما شده است و حال آنكه مردم همگى شروع به حمله كرده‌اند و شما افرادى چنين و چنانيد و شروع به بر شمردن فداكاريهاى آنان در جنگهاى گوناگون كرد . آنان گفتند : ما حمله و موضع خويش را ترك نمى كنيم تا ببينيم اين سواران كه شمارشان چهار هزار است چه مى كنند ، به امير المومنين بگو كسانى را بفرستد كه كار ايشان را كفايت كنند . پرچم ربيعه در آن روز در دست حضين بن منذر بود . اشتر به آنان گفت : امير المومنين مى فرمايد خودتان آنان را از من كفايت كنيد ، و اگر شما گروهى از خود را به مقابله آنان بفرستيد شما را در اين فلات رها مى كنند و همچون آهو مى گريزند . در اين هنگام افراد قبيله ربيعه گروههايى از تيره‌هاى تيم الله و نمر بن قاسط و عنزة را به مقابله آنان فرستادند . ايشان گويند : ما در حالى كه مسلح و سراپا پوشيده از آهن بوديم پياده آهنگ ايشان كرديم و بيشتر جنگهاى صفين به صورت پياده بود . و همين كه نزديك آنان رسيديم همچون دسته‌هاى ملخ گريختند و گفتار اشتر را به ياد آورديم كه گفته بود « همچون آهوان مى گريزند » . سپس نزد ياران خود برگشتيم كه ميان ايشان و مردم شام جنگ در گرفته بود ، شاميان موفق شده بودند گروهى از عراقيان را كه برخى از افراد ربيعه هم با آنان بودند از ديگران جدا و محاصره كنند ، ما همين كه آنجا رسيديم با شمشيرهاى كشيده بر شاميان حمله كرديم . ناچار براى ما راه گشودند و ما به ياران خود رسيديم و ميان گرد و خاك ، آنان را از نشانهاى ايشان شناختيم و نجات داديم . نشان مردم عراق در جنگ صفين پارچه پشمى سپيدى بود كه بر سر و شانه خود افكنده بودند و شعارشان چنين بود : يا الله يا الله يا احد يا صمد يا رب محمد يا رحيم نشان شاميان پارچه‌هاى زردى بود كه بر سر و شانه خود افكنده بودند و شعارشان اين بود : « ما به راستى و حقيقت بندگان خداييم ، اى خونخواهان عثمان » نصر مى گويد : دو سپاه با شمشير و گرزهاى آهنين به جان هم افتادند و از يكديگر جدا نشدند تا آنكه شب ميان ايشان جدايى افكند و ديده نشد كه هيچ