ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

28

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

وفا كرد [ در صحف او چنين آمده است ] كه هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمى - كشد » ابو بلال فرداى همان روز بر زياد خروج كرد . شيعيان هم او را از خود مى دانند و چنين مى پندارند كه او براى حسين بن على ( ع ) نوشته است كه به خدا سوگند من از خوارج نيستم و رأى ايشان را ندارم و همانا كه من بر آيين نياى تو ابراهيم ( ع ) هستم . مستورد سعدى ديگر از خوارج ، مستورد است كه يكى از افراد قبيله سعد بن زيد بن منات است كه پارسا و مجتهد بوده است و به روزگار خلافت على ( ع ) از سران خوارج بوده است . او خطبه مشهور خود را كه آغاز آن چنين است ايراد كرده است : « همانا رسول خدا كه درودهاى خداوند بر او باد براى ما عدل و داد به ارمغان آورد كه پرچمهاى آن به اهتزاز در آمد و نشانه‌هاى آن درخشيد او پيام خداى خود را به ما ابلاغ فرمود و براى امت خود خير خواهى كرد و پند و اندرز داد تا آنكه خداوند متعال او را در حالى كه برگزيده و مختار بود قبض روح فرمود » . مستورد در جنگ نخيله از شمشير على ( ع ) جان به در برد و پس از مدتى بر مغيرة بن شعبه كه والى كوفه بود خروج كرد . معقل بن قيس رياحى با او جنگ تن به تن كرد و آن دو هر يك به ديگرى ضربتى زد كه هر دو مرده در افتادند . از جمله سخنان مستورد اين است : اگر تمام جهان را صاحب شوم و سپس فراخوانده شوم كه به گناهى از آن بهرمند شوم آن را انجام نخواهم داد . و ديگر گفته است : چون راز خويش را به دوست خود بگويم و آن را فاش سازد ملامتش نمى كنم كه خود من به حفظ آن راز سزاوارتر از او بوده‌ام . و همو گفته است : بر حفظ راز خود كوشاتر از حفظ خون خود باش . و مى گفته است : نخستين چيزى كه دلالت بر عيب كسى كه عيب مردم را مى گويد دارد شناخت او از عيبهاست و كسى جز آن كس كه خود معيوب است بر مردم عيب و خرده نمى گيرد .