ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

10

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

قيام آنان را آورده است و همهء آنان از راه و روش پيشينيان خود بر كنار بودند و قصد و هدف ايشان راهزنى و تباهى در زمين و كسب اموال از راه حرام بوده است و ما را نيازى نيست كه با شرح حال ايشان سخن را به درازا كشانيم . از جمله كسان ديگرى كه به داشتن رأى خوارج مشهورند و صدق گفتار امير المؤمنين ( ع ) كه فرموده است : « آنان نطفه‌هايى در پشت مردان و رحم زنانند » ثابت شده است ، عكرمه وابسته و آزاد كرده ابن عباس و مالك بن انس اصبحى فقيه هستند . از قول مالك نقل شده است كه چون سخن از على ( ع ) و عثمان و طلحه و زبير به ميان مى آورد مى گفت : به خدا سوگند با يكديگر جنگ نكردند مگر براى دسترسى به نان سپيد و تريد آماده . ديگر از ايشان ، منذر بن جارود عبدى و يزيد بن ابى مسلم - وابسته و آزاد كرده حجاج بن يوسف ثقفى - هستند ، روايت شده است كه زنى از خوارج را پيش حجاج آوردند ، يزيد بن ابى مسلم وابسته حجاج هم كه پوشيده عقيدهء خوارج را داشت حاضر بود . حجاج با آن زن سخن گفت و آن زن روى از او برگرداند ، يزيد به او گفت : اى واى بر تو امير با تو سخن مى گويد زن گفت : اى فاسق پست ، واى بر تو و كلمه پست [ ردى ] در اصطلاح خوارج به كسى گفته مىشود كه سخنان و عقيده ايشان را حق مىداند ولى آن را پوشيده مى دارد ، و ديگر از ايشان صالح بن عبد الرحمان صاحب ديوان عراق است . ديگر از كسانى كه از پيشينيان منسوب به خوارج است جابر بن زيد و عمرو بن دينار و مجاهد هستند . و از كسانى كه پس از اين طبقه‌اند و به خوارج منسوب اند ابو عبيدة معمر بن مثنى تيمى است كه گفته مىشود عقيده شاخه صفريه خوارج را داشته است . ديگر از ايشان يمان بن رباب است كه بر عقيده بيهسية بود ، عبد الله بن يزيد و محمد بن حرب و يحيى بن كامل هم از اباضيه بودند .