ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
3
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
در باره پسر مريم مى گويند امروز در باره تو سخنى مى گفتم كه پس از آن از كنار هيچ گروهى از مردم نمى گذرى مگر آنكه خاك پايت را براى بركت و فرخندگى بر مى گيرند » . آغاز ظهور غلو كنندگان نخستين كس كه به روزگار على ( ع ) آشكارا غلو كرد عبد الله بن سبأ بود . روزى كه على ( ع ) خطبه مى خواند او برخاست و چند بار گفت : تو ، تويى على فرمود : واى بر تو مگر من كيستم گفت : تو خدايى . على ( ع ) فرمان داد او و پيروانش را بگيرند . ابو العباس احمد بن عبيد اللّه ، از عمار ثقفى ، از على بن محمد بن سليمان نوفلى از قول پدرش و ديگر مشايخ خود نقل مىكند كه على ( ع ) مى گفته است : « در مورد من دو تن هلاك مى شوند ، دوستدار مبالغه كننده كه مرا فراتر از جايگاه خودم قرار مىدهد و با چيزى كه در من نيست مرا مى ستايد و دشمنى افترا زننده كه مرا به آنچه از آن بيزارم متهم مى سازد » . ابو العباس مى گويد : اين موضوع تأويل حديثى است كه از پيامبر ( ص ) در مورد على ( ع ) نقل شده كه به او فرموده است : « همانا در تو مثلى از عيسى بن مريم ( ع ) است ، مسيحيان او را چنان دوست داشتند كه او را فراتر از منزلت خود قرار دادند .