ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

46

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

مروان بن ابى حفصة ، در هجو بنى طالب و نكوهش شيعه شعر مى سروده است و همو مى گويد : « چه بسيار مردم رافضى كه مى گويند در شعب رضوى امامى است ، چه امام درمانده‌اى . . . » ابو عباده بحترى او را هجو گفته و چنين سروده است : « چون علو و بزرگى قريش سنجيده شود ، تو نه از زمره آن كاروانى و نه از زمره كوچ كنندگان براى جنگ . . . به چه سبب با كوشش على را هجو مى گويى آن هم با دروغ و بهتان . . . » ابو العيناء روزى شنيد كه على بن جهم به امير المؤمنين على ( ع ) طعنه مى زند . گفت : من مى دانم به چه سبب به على ( ع ) طعنه مى زنى . گفت : آيا مقصودت داستان فروختن او خويشاوندان مرا به مصقلة بن هبيره است گفت : نه ، كه تو فرومايه‌تر از اين هستى و على عليه السّلام ، هم لواط كننده و هم مفعول را كشت و تو از آن دو نيز فروتر هستى . از جمله اشعار على بن جهم هنگامى كه متوكل او را به زندان انداخته بود اين ابيات است : « آيا نمى بينى اينان كه امروز نكوهش و عتاب بر من را اظهار مى دارند ، ديروز