ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

10

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

ما در مباحث گذشته ماجراى فرا خوانده شدن عمرو عاص توسط معاويه و نيز شرطى كه معاويه با او كرد كه ولايت مصر به وى واگذار شود و اينكه عمرو عاص موفق شد شرحبيل بن سمط سالار و پيرمرد يمنيهاى مقيم شام را با گماشتن گروهى از مردان كه نزد او به قتل عثمان توسط على ( ع ) گواهى دادند و بدينگونه او را براى جنگ با على ( ع ) آماده كردند و سينه‌اش را از كينهء على آكندند و او و يارانش را به خونخواهى عثمان بر انگيختند مفصل بيان كرده‌ايم و نيازى به بازگويى آن نيست نصر بن مزاحم مى گويد : محمد بن عبيد اللّه از قول جرجانى براى من نقل كرد كه مى گفته است : شرحبيل نزد حصين بن نمير آمد و به او گفت پيام بفرست كه جرير بن عبد اللّه بجلى پيش ما بيايد . حصين به جرير پيام داد كه شرحبيل پيش ماست تو هم براى ديدار ما بيا ، و چون جرير و شرحبيل در خانه حصين به يكديگر رسيدند شرحبيل به جرير گفت : اى جرير با كارى سست پيش ما آمده‌اى كه ما را در كام شير بيفكنى وانگهى مى خواهى شام را با عراق در آميزى و على را بسيار ستايش مى كنى و حال آنكه او قاتل عثمان است و خداوند از آنچه گفته‌اى روز قيامت از تو خواهد پرسيد . جرير روى به شرحبيل كرد و گفت : اى شرحبيل اما اين سخن تو كه من كارى سست را عرضه داشته‌ام ، چگونه كار سستى است كه همهء مهاجران و انصار بر آن اتفاق كرده‌اند و با طلحه و زبير به سبب رد كردن آن جنگ شده است اما اين سخنت كه من ترا در كام شير افكنده‌ام [ بايد بگويم كه ] اين تويى كه خود را در كام شير افكنده‌اى ، اما آميزش و هماهنگى مردم شام با مردم عراق چنان است كه هماهنگى و آميزش اين دو ملت با يكديگر در كار حق بهتر از آن است كه در باطل از يكديگر جدا و پراكنده باشند . اما اين سخن تو كه على عثمان را كشته است ، به خدا سوگند در آن باره هيچ اطلاع صحيحى در دست تو نيست و فقط از راه دور و از غيب تهمت مى زنى .