ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

32

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

او ثبت است و در آن به خود و صابى وعده مىدهد ، كه اگر روزگار يارى كند ، به خواسته‌ها و آرزوها برسند و به مقصود خود نايل آيند . مطلع قصيده شريف رضى اين بيت است : « براى اين نيزه پيكانى بسيار تيز قرار داده‌اى و در اين شمشير هندى رونقى روان ساخته‌اى . » چون ابيات صابى منتشر شد منكر آن شد و گفت : من آن ابيات را براى ابو الحسن على بن عبد العزيز حاجب النعمان كه خليفهء الطائع بوده است سروده‌ام . و چنان نيست كه صابى مدعى شده ، ولى از بيم جان چنين گفته است . ابو الحسن صابى و پسرش ، غرس النعمه محمد ، در كتاب تاريخ خود نوشته‌اند كه خليفه ، القادر بالله ، مجلسى بر پا كرد و در آن مجلس ابو احمد نقيب پدر سيد رضى و پسرش ابو القاسم مرتضى و گروهى از قاضيان و گواهان و فقيهان را حاضر كرد و سپس اين ابيات سيد رضى را كه در مطلع آن مى گويد : « اين اقامت و درنگ من در خوارى چرا و حال آنكه گفتارى چون شمشير برنده دارم و بسيار بى اعتنايم . » براى آن جمع خواند . قادر به نقيب ابو احمد گفت : از پسرت بپرس چه خوارى و زبونى بر او در بارگاه ما رفته است و چه بدبختى از جانب ما ديده است و در كشور و پادشاهى ما بر او چه ستمى شده است و اگر به مصر برود پادشاه مصر با او چه خواهد كرد آيا با او بهتر و بيشتر از ما رفتار خواهد كرد مگر ما او را به نقابت و مظالم بر نگماشتيم ، مگر از او نخواستيم كه نماينده و جانشين ما در حرمين [ مكه