خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
1138
نهج البلاغة ( فارسى )
108 - امام عليه السلام هنگاميكه سهل ابن حنيف انصارى پس از برگشتن با آن حضرت از ( جنگ ) صفين در كوفه وفات نمود و آن بزرگوار او را از ديگران بيشتر دوست مى داشت ( در بارهء گرفتارى دوستداران خود ) فرموده است : 1 - اگر كوهى مرا دوست داشته باشد تكه تكه شده فرو ريزد ( سيّد رضىّ « عليه الرّحمة » فرمايد : ) و معنى اين فرمايش آنست كه آزمايش با گرفتارى و بيچارگى بر او سخت مى گيرد پس اندوهها بسوى او مى شتابد ، و اين نمى شود مگر با پرهيزكاران نيكوكار و برگزيدگان بزرگوار ، و اين گفتار مانند فرمايش آن حضرت عليه السّلام است : 2 - هر كه ما اهل بيت را دوست دارد بايد براى پوشيدن پيراهن ( شكيبائى بر ) فقر و پريشانى آماده شود ( و اينكه شكيبائى بر بى چيزى را به پيراهن تشبيه نموده براى آنست كه شكيبائى بى چيزى را پنهان مى دارد چنان كه پيراهن تن را مى پوشاند ) و فرمايش آن حضرت ( : اگر كوهى مرا دوست داشته باشد تكه تكه شده فرو ريزد ، يا فقر در فرمايش ديگر آن بزرگوار ) بر معنى ديگرى ( غير از معنى ظاهرىّ آن كه بى چيزى و تنگدستى است ) تأويل شده كه اينجا جاى بيان آن نيست ( و شايد مراد از معنى ديگر براى فقر كه سيّد « عليه الرّحمة » بيان نفرموده بى اعتنائى به دنيا و قناعت در زندگى باشد ، پس معنى آن اينست : هر كه ما را دوست دارد بايد براى دنيا كوشش ننمايد و قناعت پيشه گيرد ، و شايد مراد نيازمندى روز رستخيز باشد كه معنى چنين مىشود : هر كه ما را دوست دارد براى نيازمندى و پريشانى روز قيامت آماده باشد يعنى توشهء طاعت و بندگى بردارد ) .