خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
866
نهج البلاغة ( فارسى )
چنان كه نمى گويند : شمشير كارى تر از عصا است ، بلكه زشت بود كه اين جمله را با يكى از مسلمانها بفرمايد ، بله گاهى اين جمله را به اشاره مى فرمود ، زيرا آن حضرت برتر بود از اينكه خود را به كسى قياس و مانند نمايد ، و در اينجا بجاى جملهء لا أنا كأنت در فرمايش خود به اشاره فرمود : و لا المهاجر كالطّليق يعنى ) و نه هجرت كنندهء ( از مكهّ به مدينه ) مانند آزاد شدهء از بند اسيرى است ( زيرا امام عليه السّلام همه جا و در هر حال همراه رسول اكرم بود ، و معاويه در فتح مكهّ بسبب غلبهء با شمشير بنده شده بود و حضرت رسول به جهت اسلام آوردن بر او منّت نهاده از آزاد شدگانش قرار داد ، چه آنكه اسلام نياورده مانند صفوان ابن اميهّ و آنكه در ظاهر اسلام آورده مانند معاوية ابن ابى سفيان ، و همچنين هر كه در جنگ اسير مى گشت بسبب فداء يعنى مال دادن براى رهائى يا بوسيلهء منّت نهادن آزاد مى شد طليق يعنى آزاد شده ، خوانده مى گشت ) و نه پاكيزه نسب مانند چسبيده شده است ( كسى كه پدرانش معلوم و هويدا است مانند كسى كه به غير پدر نسبت داده شده نيست ، ابن ابى الحديد در اينجا مى نويسد : مراد از اين جمله آنست كه آنكه از روى اعتقاد و اخلاص اسلام آورده مانند كسى كه اسلام آوردنش از ترس شمشير يا بدست آوردن دنيا بوده نمى باشد . علاّمهء مجلسىّ مولى محمّد باقر « رضوان اللّه عليه » در مجلّد هشتم كتاب بحار الأنوار در ضمن شرح اين نامه مى فرمايد : ابن ابى الحديد در اينجا براى حفظ ناموس معاويه خود را به نادانى زده ، و بعض از علماى ما در رسالهاى كه در بارهء امامت است بيان كرده كه اميهّ از نسل عبد شمس نبوده ، بلكه غلام رومىّ بوده كه عبد شمس او را به خود نسبت داده ، و در زمان جاهليّت هرگاه كسى را غلامى بود كه مى خواست او را به خود نسبت دهد آزادش نموده دخترى از عرب را به او تزويج مى نمود و آن غلام بنسب او ملحق مى گشت ، چنان كه پدر زبير عوام به خويلد نسبت داده شده است ، پس بنى اميهّ از قريش نيستند ، بلكه به آنان چسبيده شدهاند ، و اين گفتار را تصديق مى نمايد فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ نامه و ادّعاى معاويه كه ما فرزندان عبد مناف هستيم ، باينكه هجرت كننده مانند آزاد شده ، و پاكيزه مانند چسبيده شده نيست ، و معاويه نتوانسته اين فرمايش را انكار كند ) و نه راستگو و درستكار مانند دروغگو و بد كردار است و نه مؤمن و گرويدهء بدين مانند منافق و دو رو مى باشد ، و هر آينه بد فرزندى است فرزندى كه پيروى كند پدر ( يا خويشاوند ) ى را كه گذشته و در آتش جهنّم افتاده ( بد فرزندى هستى تو كه پيروى ميكنى از گذشتگانت كه بر اثر