خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
865
نهج البلاغة ( فارسى )
عبيد اللّه ابن ابى رافع كاتب و نويسنده و از خواصّ شيعيان خود را خواست و فرمود پاسخش را بنويس : پس از ستايش خدا و درود بر پيغمبر اكرم نامهات رسيد ، نوشتهاى اگر مى دانستيم جنگ تا اين حدّ آسيب بما وارد مى سازد هيچيك به آن اقدام نمى نموديم ، دانسته باش ، جنگ ، من و ترا نهايتى است كه هنوز به آن نرسيدهايم ، و من اگر در راه خدا و جنگ با دشمنان او هفتاد بار كشته و زنده شوم از كوشش دست برندارم ، و امّا اينكه گفتى خردى كه براى ما باقى است آنست كه از گذشته پشيمانيم ، من بر خلاف عقل كار نكرده و از كرده پشيمان نيستم . ) : 1 و امّا اينكه از من شام را خواستى ، پس من نبودهام كسى كه امروز ببخشم آنچه را كه ديروز از تو منع كرده باز داشتهام ( زيرا سبب منع و بازداشت كه مخالفت حقّ و بى باكى تو در دين است باقى و برقرار مى باشد ) 2 و امّا گفتارت كه جنگ عرب را خورده ( كشته و تباه ساخته ) است مگر نيم جانهائى كه باقى مانده ، آگاه باش هر كه را حقّ خورده ( در راه حقّ شهيد شده ) رهسپار بهشت گشته ، و هر كه را باطل و نادرستى خورده ( به پيروى از هواى نفس كشته گشته ) راه دوزخ پيمايد ( و در هر دو صورت تأسّف و اندوه ندارد ) 3 و امّا يكسان بودن ما در جنگ و مردان ( لشگر ) پس ( درست نيست ، زيرا ) كوشش تو براى شكّ و ترديد ( بدست آوردن رياست چند روزهء دنيا ) از من براى يقين و باور ( رسيدن به سعادت و نيكبختى آخرت ) بيشتر نيست ، و مردم شام به دنيا حريصتر از مردم عراق بآخرت نيستند ، 4 و امّا سخن تو باينكه ما فرزندان عبد مناف هستيم ، پس ما چنين هستيم ( چون امام عليه السّلام فرزند ابو طالب ابن عبد المطّلب ابن هاشم ابن عبد مناف است ، و معاويه پسر ابو سفيان ابن حرب ابن اميّة ابن عبد الشّمس ابن عبد مناف ) ليكن اميهّ چون هاشم و حرب مانند عبد المطّلب و ابو سفيان همچون ابو طالب نيست ( چون بنى هاشم بشرك و كفر آلوده نشدند و بنى اميهّ از اين جهت ناپاك شدند ، و بنى هاشم صدفهاى درّ نبوّت و ولايت بودند ، و بنى اميهّ منابع شرارت و معصيت . ابن ابى الحديد در اينجا مى نويسد : ترتيب مقتضى آن بود كه امام عليه السّلام هاشم را كه برادر عبد شمس بود در رديف او قرار دهد ، و اميهّ را به ازاء عبد المطّلب ، و حرب را به ازاء ابو طالب تا ابو سفيان به ازاء امير المؤمنين عليه السّلام باشد ، ولى چون آن حضرت عليه السّلام در صفّين برابر معاويه بوده هاشم را به ازاء اميّة ابن عبد شمس قرار داده نفرموده : و لا أنا كأنت يعنى من مانند تو نيستم ، زيرا زشت بود چنين گفته شود ،