خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

853

نهج البلاغة ( فارسى )

فضيلت و برترى نداشته‌اى كه باعث شود ادّعاى خلافت و امارت نمائى ) 4 و به خدا پناه مى بريم از برقرار گشتن پيشينه‌هاى بدبختى ( كه شخص را پيرو شيطان و هواى نفس مى سازد ) و ترا مى ترسانم از اينكه هميشه فريب آرزوها خورده آشكار و نهانت دو گونه باشد ( بترس از دنيا دارى و نفاق و دو روئى . پس او را بجنگ تهديد نموده مى فرمايد : ) 5 و ( مرا ) بجنگ خواندى ، پس مردم را به يك سو گذاشته خود بسوى من بيا و دو لشگر را از جنگ باز دار تا دانسته شود معصيت و گناه بر دل كدام يك از ما غلبه يافته ، و پردهء ( غفلت ) جلو چشم و بينائيش آويخته ( مردم را به حال خود واگذار تا دانسته شود كدام يك براى خداوند شمشير زده و در راه حقّ ايستاده و فرار نمى كنيم ) 6 منم ابو الحسن كشندهء جدّ تو ( پدر مادرت هند جگر خوار كه عتبة ابن ربيعة باشد ) و دائى تو ( وليد ابن عتبه ) و برادرت ( حنظلة ابن ابى سفيان ) كه آنها را در جنگ بدر تباه ساختم ، و ( اكنون هم ) آن شمشير با من است ، و با همان دل دشمنم را ملاقات ميكنم ، و دين ديگرى اختيار ننموده پيغمبر نو و تازه‌اى نگرفته‌ام ( بر خلاف هيچيك از احكام اسلام رفتار نمى نمايم ) و من در راهى هستم كه شما به اختيار آن را ترك نموديد و از روى اجبار به آن راه داخل شده بوديد ( گفتار و كردار من طبق احكام دين اسلام است كه شما از اوّل امر با اختيار به آن نگرويديد ، و چون مجبور شديد ظاهرا ايمان آورده و در باطن كافر مانديد ) . 7 و به گمان خود آمده‌اى ( از من ) خونخواهى عثمان مى نمايى با اينكه ميدانى عثمان كجا كشته شده ( چه كسانى او را كشتند ) و اگر ( در واقع ) خونخواه هستى از آنجا ( از اشخاصى كه او را كشته‌اند مانند طلحه و زبير و ديگران ) خونخواهى كن ، 8 پس مانند آنست كه مى بينم ترا كه ( خونخواهى او را بهانه نموده‌اى ، بلكه ) از جنگ فرياد و شيون نموده مى ترسى كه به تو دندان فرو برد ( رو آورد ) مانند فرياد كردن شتران از بارهاى گران ، و چنانست كه مى بينم لشگر ترا كه بر اثر خوردن ضربتهاى پياپى و پيشآمد سخت كه واقع خواهد شد و بر خاك افتادن پى هم از روى بيچارگى مرا بكتاب خدا دعوت ميكنند ( تا دست از جنگ بردارم ، در بامداد ليلة الهرير لشگر شام بدستور عمرو ابن عاص قرآنها بر سر نيزه‌ها زدند و از لشگر عراق صلح و آشتى درخواست نمودند ، چنان كه در شرح خطبهء سى و ششم گذشت ،